دریغ است ایران
که ویران شود

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٦


ما فرزندان کوروش کبير با آب گيری سد سيوند مخالفيم

با قرار دادن کد زیر در وبلاگ یا وبسایت خود از این اعتراض حمایت نمایید. همچنین این اعتراض را در سایت پرشین پتیشن امضا

نمایید.

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


نوای خوش در دوره ساسانیان

 نوای خوش در دوره ساسانیان:

دوره­ی ساسانی یا پارسی را می‌توان دوران شکوفایی موسیقی در بخش باستانی تاریخ ایران به شمار آورد، زیرا به استناد مدارک موجود معلوم می‌شود که حتی شهریاران ساسانی، اغلب دوستدار و مشوق موسیقی بوده و حتی بعضی از آنان خود با موسیقی آشنایی داشته‌اند.

اردشیر اول یا اردشیر بابکان (224 تا 241 پس از میلاد) - نخستین شهریار ساسانی - موسیقی‌دانان را در طبقه‌ی ویژه‌ای قرار داد.[1]  و همو، ‌به قراری که کارنامه­ی اردشیر بابکان نشان می­دهد، ‌هنگامی که هنوز به سلطنت نرسیده و به دستور اردوان - آخرین فرمانروای اشکانی - در ستورگاه (اصطبل) زندانی شده بود برای رفع دلتنگی تنبور می‌زد. [2]
فارمر به استناد «تاریخ ابوالفدا» رواج یا ساخت عود را به شاپور اول (272 تا 241 م.) نسبت داده است [3] که شاید به قول فارمر منظور اصلاح یا بهسازی گونه‌ای ساز قدمی‌تر باشد. [4]

بهرام گور، ورهرام یا بهرام پنجم، پانزدهمین شهریار ساسانی (420 تا 438 م.) هنگامی که پیش از رسیدن به سلطنت و بنابر رسمی که شهریاران ساسانی در دور نگاهداشتن ولیعهد از پایتخت داشتند،‌ در «حیره»، نزد «نُعمان لَخمی» از ملوک به سر می‌برد، داستان علاقه‌اش به دوشیزه­ی خنیاگری به نام «آزاده» به قدری شهرت یافت که هنرمندان و نگارگران ایرانی یاد آن را در آثار هنری خود حتی در دوران اسلامی، به نمایش گذاشتند، مانند قدح لعاب‌دار رنگین با نگاره‌ی بهرام گور و آزاده، کاری از آثار سده­ی هفتم هجری (13 م.) یا نظیر آن با نقاشی و زرین از سده‌ی ششم هجری (12 م.) کار کاشان.

همچنان که فردوسی بزرگ در شاهنامه آورده است :

به پشت هیونی دمان برنشست            ابا سرو آزاده، ‌چنگی به دست
زن چنگ‌زن، چنگ دربرگرفت         نخستین خروش مغان برگرفت
چو رود و بریشم سخنگوی گشت       همه خانه از وی سمن بوی گشت
بزد جامه‌ی باب خود ماهیار               تو گفتی بنالد همی چنگ، زار

همین شهریار ساسانی، مانند اردشیر اول، در ترفیع مقام اجتماعی و رسمی موسیقی‌دانان بذل توجه است و از «شنکل»(Shankal) فرمانروای هند خواست تا عده‌ای خنیاگر به دربار او گسیل دارد. [5] این بود که به گفته‌ی فردوسی ده‌هزار، و به روایت مولف «مجمل التواریخ و القصص» دوازده هزار هنرمند به ایران آمدند و ساکن شدند. نام این خنیاگران را به اختلاف «لوری»، «‌زوط»، «جاتی» یاد کرده‌اند [6] و شاید همان‌ها بوده‌اند که بر اثر افزایش زاد و ولد و به گونه‌ای که در «مجمع التواریخ و القصص»‌ آمده است به نام‌های «لولی»، ‌«لوری»، ‌یا «لوطی» شهرت یافته و حتی در آثار گویندگانی چون «حافظ شیرای» راه یافته­اند.

«خسرو اول انوشیروان»(531 تا 579 م.) همان طبقه‌بندی اردشیر اول را معتبر شناخت و در زمان او بود که «مزدک» مدعی آیینی شد با بنیان موسیقی، یعنی خدای یگانه را به صورت سلطانی تصور می‌کرد که بر تختی در آسمان‌ها قرار دارد و در برابرش چهار نیروی گرداننده‌ی جهان به شکل چهار فرمان‌بر ایستاده‌اند و یکی از آنها نماد موسیقی است. [7]

خسرو پرویز دوم (590 تا 628 م.) از آنجا که روایت‌های تاریخی و افسانه‌ای، او را دوستدار تجمل و زندگی اشرافی نشان داده است، طبعا پیش از دیگر شهریاران ساسانی به موسیقی توجه داشت تا آنجا که در مراسم افتتاح سد دجله، موسیقی‌دانان را هم مانند ساتراپ‌ها (استانداران) شرکت داد. [8]

یادگار با ارزشی که از دوران ساسانی و گویا خسرو پرویز به جای مانده، دو منظره‌ی شکارگاه حجاری شده در صخره‌های «طاق بستان» کرمانشاه است. در این حجاری هنرمندانه که پس از گذشت قرن‌ها، زیبایی هنری آن هنوز جلب توجه می‌کند، یکی منظره‌ای از شکار گراز وحشی و دیگری شکار گوزن (شاید گوزن قرمز نر) مشاهده می‌شود که عده‌ای نوازنده برای سرگرم کردن شهریار ساسانی مشغول نوازندگی هستند، در شکارگاه گراز وحشی، شهریار ساسانی در زورق سلطنتی ایستاده است و کمان کشیده در دست، در حال تیراندازی است و موسیقی‌دانان در سه قایق ساده‌تر و کوچک‌تر نشسته­اند، در صورتی که در شکارگاه گوزن، هنرمندان روی سکویی مشرف به شکارگاه قرار دارند تا بتوانند از حمله و آسیب احتمالی جانوران مصون بمانند.

سندی تاریخی از نوای خوش در دوران اشکانیان و ساسانیان [9]

تنها سند مهمی که نشان می‌دهد در دوران اشکانیان آموزش نوای خوش، یکی از مواد آموزشی دبیرستان‌های ایرانی بوده است «کارنامه اردشیر بابکان» [10] است، که به رویدادهای پایان دوره‌ی اشکانیان نیز می­پردازد.

در این کتاب به نوازندگی اردشیر جوان اشاره می‌رود :

«... اردوان را کنیزکی (دخترکی) بایسته (درخور، لایق) بود که از دیگر کنیزکان آزرمی‌تر (محترم‌تر) و گرامی‌تر داشت، و به هر آیین، پرستش (مراقبت، خدمت) اردوان آن کنیزک می‌کرد. روزی که اردشیر به ستورگاه نشسته و تنبور می‌زد و سرود و دیگر خرمی می‌کرد، اردشیر را دید، و بدو سرگشته (عاشق) شد ...»

و این خود نشان تداوم آموزش موسیقی در همه‌ی دوران‌ها در ایران است.

سند بسیار با ارزش دیگری از زمان ساسانیان، که نه تنها در زمینه‌ی موسیقی، بلکه در دیگر جهات نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، رساله‌ی کوچک «خسرو کواتان و ریدک» [11] است که خوشبختانه هنوز در دست است و پرسش نهم انوشیروان از ریدک درباره‌ی خنیاگری است. ریدک دراین‌باره پاسخی جامع می‌دهد که چون تمام موارد آن هنوز کاملا خوانده نشده، نمی­توان همه‌ی آنها را در اینجا آورد. اما بطور کلی پاسخ وی در دو بخش است :

بهری ویژه‌ی نوازندگی و دیگر بهر ویژه‌ی بازی و رقص است. در بخش نوازندگی از چنگ سرای، وین [12] سرای، وین کنارسرای، موستک [13] سرای، تنبور سرای، بربط سرای، نای سرای، دمبلک سرای، تنبور مه (تنبور بزرگ) سرای و ... نام می‌برد.
آنگاه می‌گوید که از همه‌ی اینها بهتر چنگ‌سرای است. کنیزکی که در شبستان، با آوای تیز (زیر و به اصطلاح موسیقی غربی سوپرانو) نوای چنگ را همراهی کند.


پانوشت­ها :

[1] فارمر، Farmer - Music, 2786
[2]  بخش2، ص 23.
[3] همان 2786.
[4] همان‌جا.
[5] همان 2786.
[6] همانجا.
[7] همان 2787 و معین.
[8] فارمر، همانجا.
[9] جنیدی، فریدون - زمینه­ی شناخت موسیقی ایرانی، صص. 117 تا 119.
[10] این کتاب نیز چونان همه‌ی کتاب‌های سرگذشت (تاریخ) فرمایشی است و در آن دروغ‌ها و بهتان‌ها و تحریف‌های زیادی درباره‌ی اشکانیان وارد شده است زیرا که در زمان ساسانیان به دستور آنان نوشته شده ... با اینحال در برخی موارد جنبی، نظیر همین موسیقی سند خوبی است.
اندیشه به یاد فردوسی می‌افتد که در ترجمه‌ی کارنامه‌ی اردشیر در شاهنامه، هنگام پیروزی اردشیر، و افتادن و کشته شدن «اردوان» می‌گوید :

چنین است کردار این چرخ پیر        چه با اردوان و چه با اردشیر
کرا  تا  ستاره  برآرد  بلند            سپارد مر او را به خاک نژند !

[11] یعنی خسرو قبادان و پسر جوان، و موضوع آن مکالمات خسرو انوشیروان است با پسری که در آن آگاهی‌ها و مهارت‌های پسر جوان مورد پرسش و پژوهش قرار می‌گیرد. از این گفت­وگوها چنین برمی‌آید که مواد درسی فرهنگستان عبارت بوده است از :
خط، خواندن متون، خواندن نوشته‌های مذهبی اوستا، آداب جنگ و شکار و ورزش،‌ نوای خوش، شناختن گل‌ها و گیاهان و جانوران، آداب معاشرت، شناختن غذاها و شیوه‌ی پخت آنها، شناختن آشامیدنی‌ها،
از جمله در این دفتر نام 24 گل آمده و برای بوی هریک معنایی ذکر شده است.

[12] وین، یکی از آلات موسیقی است، نوعی چنگ است - فرهنگ پهلوی
وین سازی است که با انگشتان می‌نوازند - فرهنگ نفیسی
کریستین سن، این ساز را «عود هندی» می‌داند، رویه‌ی 327 شعر و موسیقی.

[13] مسته سرای، مشته سرا، کسی که در مشت خود می‌دمد، و نوای موسیقی برمی‌آورد. یک نوع خنیاگری است. این کلمه در سانسکریت «Mustidhama» آمده است - فرهنگ نفیسی.


بن نوشت­ها :

1. تاریخ موسیقی ایران - تقی بینش
2. زمینه شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


كورش در هاليوود

كورش در هاليوود


يك خبر ديگر، اين كه در حال حاضر، يك گروه انگليسي به كارگرداني آلكس جاوي، مشغول تهية مقدمات ساخت فيلم زندگي كورش هستند. هزينة ساخت اين فيلم، 90 ميليون دلار پيش بيني شده است. بازيگران فيلم هنوز به طور قطعي مشخص نشده اند، ولي از شون كانري براي بازي در نقش پدر كورش و آنجلينا جولي براي نقش ملكة كورش دعوت شده است. فيلم برداري اين فيلم قرار است در تونس انجام شود. درسايت bbc.co.uk مي توانيد مصاحبه اي مفصل را با كارگردان فيلم (كه از شوخي روزگار، اسمش اسكندر است!) بخوانيد

كورش به معناي شبيه خورشيد است (خور+ وَش). درغرب، صورت لاتيني شدة اسم او (Cyrus) رواج دارد كه نام سيروس از همين جا آمده. (شبيه به همين، در مورد اسم پسرش كمبوجيه اتفاق افتاده كه چون در لاتين Cambyses شده است، بعدها به صورت كامبيز به زبان فارسي برگشته.)
پايتخت هاي كورش به ترتيب، شوش، همدان و بابل بود. بعدها داريوش تصميم گرفت پرسپوليس را در كنار آرامگاه كورش در پاسارگاد بسازد و آن جا را پايتخت امپراتوري كند.
بعضي ها كورش را زرتشتي مي دانند و برخي هم ظهور زرتشت را سال ها بعد از هخامنشيان مي دانند. آيين كورش هرچه بود، به پيروان ساير اديان و مقدسات آن ها احترام كامل مي گذاشت.
كورش، پنج فرزند داشت: كمبوجيه و برديا پسرانش بودند و آتوسا،  ركسانا و ارتوستونه دخترانش. كمبوجيه بعد از او شاه شد و آتوسا هم همسر داريوش بود.
هرودوت نوشته است: هنگام پادشاهي كورش و كمبوجيه، قانوني راجع به باج و ماليات نبود، بلكه مردمان هدايا مي آوردند. ماليات در زمان داريوش معمول شد. پارسي ها مي گفتند داريوش، تاجر؛ كمبوجيه، آقا؛ و كورش، پدر بود. اولي را به آن جهت كه منفعت  طلب بود، تاجر مي خواندند. دومي را چون سختگير و با نخوت بود، آقا مي گفتند. و سومي (يعني كورش) را به واسطة اين كه ملايم و مهربان بود و هميشه از حال رعيت آگاهي داشت، پدر مي خواندند.
كورش را همة ملل دنياي باستان دوست داشتند. پارسي ها كه وي آن ها را از گمنامي به افتخار رسانده بود، او را پدر خود مي خواندند. يوناني ها با اين كه در سواحل آسياي صغير از او شكست خورده بودند، تا زمان اسكندر، او را بزرگ ترين جنگجو مي دانستند. و يهود كه كورش آزادشان كرد، تا مدت ها فكر مي كردند كه او مسيح است.
پيشگويي ظهور كورش و نيز روايت زندگي و اعمال او در عهد عتيق (كتاب هاي اشعيا، ارميا، عذرا و دانيال) آمده است. در اين كتاب مقدس، لقب هاي عقاب شرق و شبان خدا براي كورش ذكر شده. همچنين داستان ذوالقرنين در قرآن مجيد (آيات 83 تا 97 سورة كهف) را مفسراني همچون علامه طباطبايي در الميزان ، منطبق با سرگذشت كورش مي دانند.
گزنفون، مورخ يوناني و از شاگردان سقراط، رساله اي نوشته است با عنوان كوروپايديا يعني تربيت كورش كه چنين شروعي دارد: ما با اعتقاد به اين كه اين مرد، سزاوار هر گونه ستايشي است، تحقيق كرده ايم تا بدانيم او از چه نوع آموزش و تربيتي برخوردار بوده است تا آن را در پيش بگيريم. در يونان باستان، اين كتاب، بهترين رساله در فنون جنگ به حساب مي آمد.
شخصيت كيخسرو، شاه آرماني شاهنامه ، شباهت زيادي با سرگذشت كورش دارد. بي شك، فردوسي، داستان كيخسرو را از روي افسانه هاي موجود دربارة كورش ساخته است.
سر توماس براون، فيلسوف، پزشك و نويسندة انگليسي، در 1658، كتاب خود در باب تحمل عقايد مخالف را باغ كورش نام گذاشت.
يكي از اتهامات مصدق در محاكمة معروفش اين بود كه مي خواسته به جاي عكس شاه، روي اسكناس ها عكس كورش و داريوش را چاپ كند.
منشور كورش، در 1879، هنگام كاوش در نينوا و توسط يك باستان شناس ايراني به نام هرمز رسام، پيدا شد. اين لوح گلي، 23 سانتي متر عرض و 11 سانتي متر ارتفاع دارد. بر روي آن با خط ميخي، 40 سطر مطلب نوشته شده كه بعضي از سطرها شكسته شده اند. سطرهاي 22 تا 37 در مورد سياست هاي كورش در كشورداري است و سطرهاي قبلي و بعدي، اطلاعاتي تاريخي در مورد فتح بابل و نسب نامة كورش به دست مي دهد. در حال حاضر، اين منشور در موزة بريتانيا نگهداري مي شود و شمارة آن، BM-WAA-90920 است.
سال 1969 در گردهمايي بين المللي حقوق دان ها، منشور كورش به عنوان نخستين سند حقوق بشر شناخته شد. سال 1971 سازمان ملل متحد، متن منشور كورش را به تمام زبان هاي رسمي دنيا منتشر كرد.
جانشينان كورش

بعد از كورش، ده پادشاه هخامنشي ديگر بر تخت او نشستند، اما هيچ كدام (جز داريوش) نتوانستند مانند او پادشاهي كنند. كمبوجيه و داريوش، مانند كورش به اعتقادات مردمان تحت فرمانشان احترام مي گذاشتند و در جنگ و كشورداري، با بزرگواري رفتار مي كردند. اما پس از آن ها خشايار شاه، معابد آتن و بابل را به آتش  كشيد و اردشير درازدست براي پيروز شدن در جنگ با مصري ها، شاخه اي از رود نيل را خشكاند. بعد از اردشير هم شاهزادگان هخامنشي، مدام بر سر قدرت با هم درگير بودند، به گونه اي كه خشايار دوم، تنها 45 روز بر تخت نشست. امپراتوري هخامنشي، چنين رو به فروپاشي رفت. تا اين كه در 335 ق .م اسكندر مقدوني از راه رسيد، دولت ايرانيان را برانداخت و پرسپوليس را به آتش كشيد.
كورش در لندن
نمايشگاه امپراتوري فراموش شده: جهان ايران باستان با نمايش 400 قطعه از آثار فرهنگي و هنري دورة هخامنشي از روز 9 سپتامبر در موزه بريتانياي لندن برپاست و تا ژانويه (اواسط دي ماه) ادامه دارد. بخشي از اين آثار، مانند منشور كورش متعلق به خود موزه بريتانياست، اما بخش عمدة نمايشگاه ازموزه هاي مختلف دنيا مثل موزه  ملي ايران و موزه لوور فرانسه جمع آوري شده.
نمايشگاه با نقشه  امپراتوري هخامنشي شروع و با منشور كورش تمام مي شود. در اين موزه، آثاري مثل مجسمة بي سر داريوش، جام زريني كه كتيبة خشايار شاه به سه زبان بر روي آن حك شده، پايه ستون و سرستون هاي كاخ آپادانا، نقش برجسته هاي مجموعة تخت جمشيد، بز بالدار،... و بازوبندي طلايي با سر عقاب كه احتمالا ارمغاني براي داريوش بزرگ بوده، به نمايش گذاشته است.
در اين نمايشگاه، ستوني از كاخ آپادانا كه براي فيلم اسكندر (اليور استون، 2004) بازسازي شده بود هم هست

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند

اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند

سال شروع حکومت

 اولين حاکم

نام سلسله

708 قبل از ميلاد

ديااکو

مادها

550 قبل از ميلاد

کوروش

هخامنشيان

250 قبل از ميلاد

اشک

اشکانيان

224 ميلادي

اردشير بابکان

ساسانيان

1 هجري شمسي

معاويه

امويان

92 هجري شمسي

السفاح

عباسيان

165 هجري شمسي

طاهر

طاهريان

219 هجري شمسي

يعقوب ليث

صفاريان

238 هجري شمسي

نصر

سامانيان

276 هجري شمسي

مرداويج

آل زيار

280 هجري شمسي

رکن الدوله (حسن)

آل بويه

358 هجري شمسي

کاکويه

ديالمه

311 هجري شمسي

سبکتکين

غزنويان

329 هجري شمسي

بغراخان

آل افراسياب

345 هجري شمسي

ابوعلي مأمون

آل مأمون

389 هجري شمسي

طغرل

سلجوقيان

450 هجري شمسي

قطب الدين محمد

خوارزمشاهيان

503 هجري شمسي

محمد بن سوري

غوريان

589 هجري شمسي

اوکتاي قاآن

ايلخانيان

676 هجري شمسي

امير چوپان

چوپانيان

696 هجري شمسي

شيخ حسن

ايلخانيان

689 هجري شمسي

محمود شاه

آل اينجو

696 هجري شمسي

امير مبارزالدين

مظفريان

612 هجري شمسي

امير عزالدين عمر

ملکوک کرت

698 هجري شمسي

خواجه عبدالرزاق

سربداران

579 هجري شمسي

يراق حاجب

قراختائيان

550 هجري شمسي

رکن الدين رسام

اتابکان يزد

552 هجري شمسي

ابوطاهر

اتابکان لرستان

503 هجري شمسي

مظفرالدين سنقر

اتابکان فارس

441 هجري شمسي

عمادالدين زنگي

اتابکان شام و ديار بکر

491 هجري شمسي

اتابک ايلدگز

اتابکان آذربايجان و عراق

764 هجري شمسي

امير تيمور

تيموريان

769 هجري شمسي

قرامحمد

قراقويونلو

769 هجري شمسي

قراعثمان

آق قويونلو

865 هجري شمسي

شاه اسمعيل

صفويه

1108 هجري شمسي

نادر

افشاريه

1123 هجري شمسي

کريم خان

زنديه

1160 هجري شمسي

آغامحمد خان

قاجاريه

1302 هجري شمسي

رضا خان

پهلوي

 

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


 

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


پرسپوليس مهد تمدن ايرانيان

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


 

نگاهي كوتاه به شهرستان مرودشت

مرودشت يكي از باستاني‌ترين مناطق ‌ايران است که با پيشينه‌ي كهن خود در طول تاريخ توجه بسياري‌از باستان‌شناسان و دوست‌داران فرهنگ و تمدن ايراني را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جاي مانده ماقبل تاريخ و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيان‌گر اين مطلب است كه اين شهرستان با اهميتي ويژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران بوده و از شهرتي هم‌سان با ديوارعظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهم ترين مکان ديدني شهرستان مرودشت را تشکيل مي دهند. عظمت منحصر به فرد اين بنا به تنهايي گوياي تاريخ شکوهمند تمدن ايران است واين درحالي است که اين مجموعه تنها يکي ولي مهم‌ترين اثر از بناهاي تاريخي کشور ايران و استان فارس است. شهرهاي قديمي‌ به همراه نقش ها و کتيبه‌هاي باستاني و کاخ هاي پادشاهان هخامنشي و چندين اثر تاريخي و قديمي ديگر، از جمله جاذبه هاي مهم شهرستان مرودشت به شمار مي آيند. مجموعه کاخ هاي‌تخت‌جمشيد، كاخ صد ستون، كاخ داريوش، سنگ نبشته پهلوي، تخت گوهر يا تخت رستم، نقش رجب، آرامگاه اردشير دوم و سوم، شهر قديمي استخر (تخت طاووس)، قلعه استخر، برج زندان سليمان، پل بند امير و پل خان از جمله مهم‌ترين آثار تاريخي اين شهرستان به شمار مي روند.هم‌چنين طبيعت جذاب و غني شهرستان مرودشت به ياري منحصر به فردترين آثار تاريخي و باستاني اين منطقه آمده و جلوه هاي اعجاب انگيزي از زيبايي هاي طبيعي را به نمايش گذاشته و اين شهرستان را به لحاظ طبيعي نيز در رديف مناطق ديدني ايران قرار داده است. موقعيت طبيعي و چشم اندازهاي اطراف آبشار مارگون با هم آميزي درختان جنگلي وتوپوگرافي ناحيه كوهستاني و رودخانه اي، نمايش گر طبيعت غني و زيباي شهرستان مرودشت هستند. بافت قالي و قاليچه مهم ترين صنايع دستي شهرستان مرودشت را تشکيل مي دهد. قالي ها بيش تر توسط زنان و دختران و در کارگاه هاي خانگي و محلي توليد مي شوند. شركت سهامي فرش هم که به تازگي در اين منطقه تاسيس شده ، کار توليد و عرضه فرش را به صورت صنعتي بر عهده دارد.
مکان هاي ديدني و تاريخي

مرودشت يكي از قديمي ترين مناطق باستاني ايران است که با پيشينه كهن خود در طول تاريخ توجه بسياري از باستان شناسان و دوست داران فرهنگ و تمدن ايراني را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جاي مانده ماقبل تاريخ و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيان گر اين مطلب است كه اين شهرستان منطقه اي آباد با اهميتي ويژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران بوده و از شهرتي هم‌سان با ديوارعظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهم‌ترين مکان ديدني شهرستان مرودشت را تشکيل مي‌دهند. عظمت منحصر به فرد اين بنا به تنهايي گوياي تاريخ شکوهمند تمدن ايران است و‌ اين درحالي است که اين مجموعه تنها يکي از بناهاي تاريخي کشور ايران و استان فارس است. شهرهاي قديمي به همراه نقش ها و کتيبه‌هاي باستاني و کاخ هاي پادشاهان هخامنشي و چندين اثر تاريخي و قديمي ديگر، از جمله جاذبه هاي مهم شهرستان مرودشت به شمار مي آيند. هم‌چنين طبيعت جذاب و غني شهرستان مرودشت به ياري منحصر به فردترين آثار تاريخي و باستاني اين منطقه آمده و جلوه هاي اعجاب انگيزي از زيبايي هاي طبيعي را به نمايش گذاشته و اين شهرستان را به لحاظ طبيعي نيز در رديف مناطق ديدني ايران قرار داده است. موقعيت طبيعي و چشم اندازهاي اطراف آبشار مارگون با هم آميزي درختان جنگلي وتوپوگرافي ناحيه كوهستاني و رودخانه‌اي، نمايش گر طبيعت غني و زيباي شهرستان مرودشت هستند.

صنايع و معادن

در اطراف بخش مرودشت كان هاي متعدد سنگ وجود دارد. انواع كارخانه هاي توليد آجر و گچ و موزاييک سازي، كارخانه تهيه قند و شكر، كارخانه تهيه عصاره شيرين بيان، شركت سهامي فرش، تاسيسات مجتمع كود شيميايي و مجتمع گوشت نيز در اين شهرستان وجود دارد.

کشاورزي و دام داري

شهرستان مرودشت داراي شرايط مساعد جغرافيايي يعني آب فراوان و زمين حاصل خيز بوده و به همين جهت از اوضاع اقتصادي خوبي برخودار است. كشاورزي دراين بخش به صورت صنعتي و دستي و روش آبياري به شكل ديمي و آبي انجام مي گيرد. اراضي وسيع كشاورزي اين شهرستان به 7 ناحيه همگن و داراي خصوصيات مشابه كه تحت پوشش 7 مركز خدمات كشاورزي دهستاني و 13 تعاوني توليد روستايي‌قرار دارند، تقسيم مي شوند. در سال 1374 در اين شهرستان 215 هزار تن گندم توليد و به مراكز خريد تحويل گرديده است و توليد اين محصول در سال 81-1380 به ميزان 304 هزار تن رسيده است و به همين دليل مقام اول توليد و تحويل گندم به اين شهرستان اختصاص دارد. مرودشت داراي 170 هزار هكتار اراضي مزروعي شامل 148 هزار هكتار اراضي آبي و 22 هزار هكتار اراضي ديم است عمده ترين محصولات زراعي منطقه را گندم آبي ، جو آبي ، شلتوک، چغندر قند، ذرت دانه اي و علوفه اي تشکيل مي دهند و انواع جاليز بالاترين سطح زير كشت را به خود اختصاص داده است.چاه ها و كاريزهاي متعدد آب كشاورزي منطقه را تامين مي كنند. شهرستان مرودشت با توجه به توجه به وجود آب کافي از لحاظ باغ داري نيز در موقعيت مناسبي قرار دارد. انگور، سيب، بادام، گردو، هلو، زردآلو ، انار و .. در باغ هاي اين شهرستان توليد مي شوند و مازاد آن به ديگر استانها و شهرستان ها و بعضي كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي شود. شهرستان مرودشت با توجه به وجود مراتع و چراگاه هاي غني از علوفه، استعداد فراواني در زمينه پرورش دام و طيور دارد كه اين امر موجب شده تعدادي از مردم به خصوص روستاييان به كار پرورش دام و طيور مبادرت ورزند. تعداد واحدهاي دام پروري اين شهرستان بخش قابل توجهي از نيروي انساني را به خود اختصاص داده است. تجارت و داد وستد به همراه دام داري و كشاورزي از اركان اقتصادي شهرستان مرودشت به شمار مي رود. از جمله صادرات مهم اين شهرستان مي توان قند و شكر، گندم، جو، تره بار، گوسفند و آجر را نام برد.

مشخصات جغرافيايي

شهرستان مرودشت تقريبا در مركز استان فارس واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان اقليد، از شمال خاوري به شهرستان خرم بيد، از خاور به شهرستان بوانات، از جنوب خاوري به شهرستان ارسنجان، از جنوب و جنوب باختري به شهرستان شيراز، از باختر به شهرستان سپيدان، محدود است. مركز شهرستان مرودشت در 52 درجه و 48 دقيقه طول جغرافيايي و 29 درجه و 52 دقيقه عرض جغرافيايي و ارتفاع 1595 متري از سطح دريا واقع شده است. آب‌و هواي شهرستان مرودشت معتدل است و مهم ترين رودخانه هاي اين شهرستان رودخانه كر و رودخانه سيوند هستندكه بسيار مهم و حياتي محسوب مي‌شوند. در سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان مرودشت 347338 نفر برآورد‌شده‌است. شهرستان مرودشت محل رفت و‌آمد ايل قشقايي است. ساكنان اين شهرستان آريايي نژادند و به زبان فارسي با گويش هاي محلي، شيرازي، تركي و قشقايي صحبت مي كنند. مسيرهاي دسترسي به شهرستان مرودشت عبارت اند از:
- راه شيراز- اصفهان
- راه مرودشت – آباده به طول 233 كيلومتر
- راه مرودشت – شيراز به سوي جنوب به طول 45 كيلومتر
- راهي به سوي جنوب خاوري به طول 14 كيلومتر به بند امير
- راهي به سوي شمال به طول 12 كيلومتر كه شهر مرو دشت را به مركز دهستان را مجرد مرتبط كرده است.
- راه مرودشت – مركز دهستان كام فيروز، به سوي شمال به طول 70 كيلومتر

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

مرو در لغت به معني چمن است كه در اصل به صورت مرغ و مرگ بوده و مرغزار صورت بسيار متداول آن است. در قديم علفزارها را مرغزار مي گفتند، و به نظر مي رسد که مرودشت نيز مانند ارژن در آن زمان جايي پوشيده از مرتع و چمن بوده است. كاوش هاي علمي و گمانه زني هايي كه در تپه هاي مختلف جلگه مرودشت انجام گرفته است، نشان مي دهد كه هزاران سال پيش از آنكه داريوش كبير، تپه سنگي را بر دامان كوه رحمت، براي احداث كاخ هاي بزرگ خود انتخاب كند، اقوام متمدني در دشت وسيع آن، مي زيسته اند. آثار بر جاي مانده از قبيل ظروف سفالي منقوش يا ساده، و اسباب و وسايل زندگي آن دوره، همه و همه مؤيد اين نكته اند. ويرانه هاي استخر در تخت جمشيد، بخشي از تاريخ اين شهر را به نمايش مي گذارند. آثار تاريخي باقي مانده از اين شهرستان، علاوهاده مسافران اين مسير نيز قرار مي گيرد.


آرامگاه ها ،امزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان مرودشت

آرامگاه اردشير دوم و سوم(مرودشت)

دو آرامگاه در ديواره كوه مشرف به صفه تخت جمشيد وجود دارد كه گفته اند به اردشير سوم و اردشير دوم تعلق داشته است. آرامگاه ها يا دخمه هاي واقع در نقش رستم(شش كيلومتري تخت جمشيد) بي ارتباط با موقعيت صفه تخت جمشيد نبودند و مي توان آن ها را نيز بخشي از عناصر جانبي اين صفه به شمار آورد، زيرا محتمل است كه در فاصله بين صفه تخت جمشيد و نقش رستم، سكونتگاه ها و تاسيساتي وجود داشته كه هنوز اثري از آن ها به دست نيامده است.


كاخها ، باغهاو موزه ها درشهرستان مرودشت

مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد(مرودشت)

مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران است، بر فراز تپه سنگي كوه رحمت در جلگه مرودشت با شکوه تمام خود نمايي مي کند. اين بناي عظيم باستاني يکي از 4 اثر ملي ايران است که به ثبت تاريخي سازمان بين المللي يونسکو رسيده است و از شهرتي همسان با ديوار عظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است. عظمت منحصر به فرد بناي تخت جمشيد به تنهايي گوياي تاريخ تمدن شکوهمند ايران است و با بناهاي هم عصر خود تفاوت هاي اساسي دارد. معماران و کارگراني که در طول سال ها کار ساخت اين بناي عظيم باستاني را به عهده داشتند، بر خلاف ديگر تمدن ها از حقوقي مشابه با تمدن امروزي جهان برخوردار بودند و با آزادي و ابتکار عمل تحت مديريت پادشاهان وقت، اين بنا را برپا نمودند. نقشه کلي تخت جمشيد از پيش طرح ريزي شده بود. سيستم هاي کانال کشي و آب رساني و مجاري فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد آن ها قبلا در دل کوه کنده شده دليلي بر اين مدعاست.
داريوش براي ساختن مجموعه كاخ ها، خزانه و سكونتگاه ها يا به عبارت ديگر ارگ حكومتي در دامنه كوه رحمت فرمان داد تا صفه يا سكويي بزرگ به درازاي 455 متر و پهناي 300 متر آماده كنند. براي اين كار مي بايست بخش هايي از دامنه كوه را مي بريدند و صاف مي كردند و بخش هاي ديگري را كه گودتر از سطح دلخواه بود، با خرده سنگ و ملاط پر مي كردند و همچنين در برخي جبهه ها به ويژه جبهه باختري و قسمت هايي از جبهه جنوبي و شمالي ديوارهايي با ضخامت زياد با سنگ درست مي كردند تا سطح صفه به شكل مورد نظر فراهم شود. ارتفاع اين ديوارها در برخي جاها تقريبا به 15 متر مي رسيد. ابعاد سنگ هايي که در اين ديوار ممتد به کار رفته گاهي به 150 متر و وزن 30 تن مي رسد. اين سنگ ها را بدون ملات بر روي هم سوار کرده با بست هاي آهنين به هم پيوند داده اند. اتصال اين سنگ ها چنان با مهارت انجام گرفته که در پاره اي مواقع درزي در ميان آن ها ديده نمي شود. اين ديواره سنگي بر فراز خود ديواري ديگر از خشت خام داشته که لااقل قسمتي از آن را با کاشي هاي ملون(قهوه اي، زرد، سبز و آبي) مانند آن چه در شوش به کار رفته بود نماسازي کرده بودند. راه ورود به صحنه، خود به تنهايي از ابداعي قدرتمند و جالب سخن مي گويد. پلکاني با شکوه و دو جانبه به پهناي 6/6 متر که از هم جدا گشته و باز هم در نقطه اي به هم مي رسند. اين پله ها به جاي اين که از تخته سنگ هاي جداگانه به هم ترکيب يافته باشد از يک قطعه سنگ عظيم الجثه حجاري شده است. داريوش فرمان داد بر ديواره اين پلكان نبشته اي به چند خط ميخي، عيلامي و بابلي پديد آيد.
وي فرمان داد در متن عيلامي اين سنگ نبشته چنين نگارند:" پيش از اين در اين مكان دژي وجود نداشت. به خواست اهورامزدا من اين دژ را ساختم... و من آن را استوار، زيبا و مقاوم ساختم. همان طور كه ميل من بود." داريوش در اين كتيبه اشاره كرده كه وي براي نخستين بار فرمان ساختن دژ يا عرصه تخت جمشيد را داده بود. اين عرصه را صفه تخت جمشيد نيز مي نامند زيرا سطح آن از محيط اطرافش بالاتر است. اين راه پله بزرگ و شکوهمند با يک شيب تدريجي که مناسب سوارکاران است به سطح صفه متصل مي شود و بلافاصله به يک عمارت با هيبت مي رسد.
در زمان داريوش، كاخ آپادانا، كاخ سكونتگاهي داريوش و عمارت خزانه بر روي اين صفه ساخته شد. مجسمه هاي عظيم گاو بال دار با سر انسان از اين عمارت پاسداري مي کنند. اين بناي منفرد که به صورت کوشک است، سنگ نبشته اي از خشايار شاه در بر دارد. اين سنگ نبشته اعلام مي دارد:« اين دروازه همه ملتهاست.» اين اعلاميه به اين معناست که همه ملت ها از اين جا به سوي قلمرو نيروهاي روحاني عبور مي کنند. اين صفه به صورت سکوهاي مختلف السطوح ساخته شده بود به طوري که هر بنا بر روي تراس ويژه خود ساخته شده توسط پله هاي مخصوص به آن راه مي يافتند. فضاهاي ميان بنا حياط هايي را تشکيل مي داد که هر يک باغچه اي مخصوص خود داشت.
مشرف بر همه بناهاي تخت جمشيد کاخ آپادانا قرار دارد.بر اساس كتيبه هايي كه در تخت جمشيد پيدا شده است، گفته اند كه در دشت پايين صفه سكونتگاهي پرجمعيت به نام خوادايتشيه وجود داشته كه در منابع بابلي نيز به آن اشاره شده است. پس از داريوش كارهاي عمراني مهمي در زمان خشايارشا در صفه تخت جمشيد صورت گرفت. درباره چگونگي ساختن بناهاي روي صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعي به دست نيامده و انتشار نيافته است. البته كتيبه اي از داريوش درباره شيوه ساختن كاخي در شوش وجود دارد كه گوياي چگونگي انجام فعاليت هاي بزرگ ساختماني در آن دوران است و مي توان حدس زد كه در ساختن تخت جمشيد از همان شيوه استفاده شده است. متن آن كتيبه به نقل از كتاب معماري ايران، پيروزي شكل و رنگ چنين است:
"اين كاخ را من (داريوش) ساختم - زيور آن از راه دور آورده شد... زمين كنده شد تا به خاک سفت (كف سنگي) رسيدم وخندقي درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفي به بلندي 40 ارش و سوي ديگر تا حدود 20 ارش. روي آن شفته كاخ بنا گرديد. كند و كوب و انباشتن و خشت هايي كه در قالب زده شد كار مردم بابل بود. الوار كاج از كوهي آورده شد كه آن را لبنان گويند. مردم آشور آن را به بابل و مردم كاركه و يونانيان آن را از بابل به شوش آوردند. چوب يكا از گاندهارا و كرمانا آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد و در اين جا روي آن كار شد. سنگ لاجورد گران قيمت و عقيق شگرفي را از سغد آوردند و فيروزه را از خوارزم. سيم و آبنوس از مصر آمد. تزييني كه ديوارها با آن زيور يافته از يونان، عاج از اتيوپي و هند و رخج آورده شد ولي در اين جا روي آن ها كار شد. سنگ هايي كه در اين جا به صورت ستون درآمده از شهري در الام به نام آبي رادو آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان كه آن ها را ساختند از مردم سارد و يونان بودند. آن هايي كه طلاها را به كار گرفتند مادي و مصري بودند. منبت كاران، ساردي و مصري بودند. آنان كه از عاج خاتم مي ساختند، بابلي و يوناني بودند. آن ها كه به تزيين ديوار پرداختند، مادي و مصري بودند. به ياري و لطف اهورامزدا كاخي باشكوه در شوش بنا نهادم. اهورامزدا مرا و پدرم و كشورم را از هر آسيبي نگه دارد."چنان كه از متن اين كتيبه آشكار است، در ساختن بناهاي بزرگ و مهم، از مصالح و مواد غير بومي نيز استفاده مي شد و در برخي از بخش هاي ساختمان از بهترين انواع سنگ، چوب و ساير مواد و مصالح اصلي و نيز مواد تزييني شناخته شده در سرزمين هاي تابع امپراتوري هخامنشي بهره مي بردند.
افزون بر اين از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غيرايراني نيز استفاده مي شد و به اين ترتيب از همه يا بخش مهمي از تجربيات معماري و هنري آن دوران- در ايران و ساير سرزمين هاي تابع ايران- به بهترين شكل بهره برداري مي شد. البته با اطمينان مي توان اظهار داشت كه برنامه ريزي، طراحي و نظارت كارها در مقياس كلان بر عهده معماران و هنرمندان ايراني بوده است و چنان كه در بخش بعدي اشاره خواهد شد، الگوهاي اساسي طراحي معماري و شهري در اين مجموعه كاملا ايراني است.
مجموعه تخت جمشيد داراي تالارها، کاخ هاي حکومتي و تشريفاتي، کاخ هاي سکونتي، و فضاهاي ورودي و دروازه هاي متعددي بوده که از آن جمله مي توان به تالار آپادانا، کاخ صد ستون، کاخ داريوش يا تالار آينه، کاخ هديش، کاخ اندرون، کاخ مرکزي، پلکان بزرگ ورودي و دروازه ورودي، دروازه نيمه تمام و دروازه اصلي اشاره کرد. همچنين در اين مجموعه، فضاهايي براي استفاده هاي گونا گون در امور مختلف وجود داشت که برخي از آن ها عبارتند از:
عرصه زندگي خانوادگي(اندروني يا حرمسرا): بخش اندروني يا حرمسرا در منتهي اليه جبهه جنوبي صفه تخت جمشيد قرار دارد. اين بخش از سمت جنوب به انتهاي صفه و از جبهه شمال به چند كاخ سكونتگاهي- تشريفاتي محدود شده است و از تالارها و فضاهايي نسبتا كوچک تشكيل شده كه با زندگي خانوادگي پادشاه و اطرافيان نزديک او متناسب است.خزانه: خزانه محل نگهداري انواع اشيا و لوازم مهم مانند بخشي از جواهرات و اشياي گران قيمت، جنگ افزارها، آذوقه، لوحه هاي مربوط به فرمان ها و حسابرسي ها و ساير كالاها و لوازم با ارزش بود. خزانه در جبهه جنوب خاوري صفه و به شكلي مجزا و مستقل از ساير بخش ها ساخته شده بود.عرصه ها و فضاهاي خدماتي و نظامي: عرصه ها و فضاهاي خدماتي و نظامي متعددي در بخش ها و قسمت هاي گوناگون صفه تخت جمشيد وجود دارد. از جمله، فضاهايي در جبهه خاوري كاخ صدستون هست كه گفته اند محل نگهداري ارابه ها و اسب هاي شاهي بوده است. هم چنين آثاري از حصارها و برج هاي نگهباني در جبهه هاي خاوري و نيز در امتداد محدوده و حصار شمالي صفه يافته اند كه براي نگهباني و محافظت از مجموعه تخت جمشيد ساخته شده است. در گوشه جنوب خاوري صفه نيز آثاري يافته اند كه آن را بقاياي برج نگهباني دانسته اند.
لازم به ذکر است که مجموعه كاخ هاي تخت جمشيد، در سال 330 پيش از ميلاد به دست اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد و تمام بناها به صورت ويرانه درآمد و امروزه تنها يادگارهايي از آن ها در صفه تخت جمشيد بر جاي مانده است.

كاخ آپادانا (مرودشت)

آپادانا يعني سالن ستون ‌دار، كاخ آپادانا يا كاخ بار داريوش كه تقريبا در ميانه جبهه باختري صفه تخت جمشيد قرار دارد، مهم ترين بناي اين مجموعه به شمار مي آيد و به نظر مي رسد نخستين بناي مهم ساخته شده در اين عرصه بوده است.
ساختن اين بنا كه از حدود سال 515 پيش از ميلاد به فرمان داريوش آغاز شد، نزديک به سي سال طول كشيد و در زمان خشايارشاه به اتمام رسيد. نقشه كاخ آپادانا از لحاظ اصول معماري به نقشه كاخ بار كوروش در پاسارگاد شباهت دارد و اين نكته نشان مي دهد كه طرح كاخ مزبور الگوي آن بوده است. در مركز اين كاخ، تالاري ستون دار و مربع شكل وجود دارد كه در سه جانب آن(جبهه هاي شمالي، خاوري و باختري) ايواني ستون دار و در جانب جنوبي فضاها و اتاق هاي سكونتگاهي و خدماتي قرار دارد. در چهارگوشه بنا چهار فضاي برج مانند با نقشه اي مربع شكل وجود دارد. اين كاخ بالاتر از سطح صفه قرار دارد و با شماري پله به روي آن مي رفتند.
اندازه هر يک از اضلاع تالار مربع شكل 5/60 متر و مساحت تالار اندكي بيش از 3600 متر مربع است كه در هر ضلع آن شش رديف ستون و در مجموع در داخل تالار 36 ستون و هر يک از سه ايوان كاخ نيز 12 ستون داشت. به اين ترتيب در مجموع 72 ستون در كاخ وجود داشت. ارتفاع ستون هاي اين كاخ نزديک به 20 متر بود. هر ستون داراي 48 يا 36 شيار بوده است، برفراز ستون‌ها، سر ستون‌هايي نيز به اشکال شير و جانوري خيالي با بيني عقاب حجاري گرديده بود که گويا مورد پسند واقع نشده بودند. داريوش دستور داد متني خاص به مناسبت بناي آپادانا بر روي چهار لوحه سيمين و چهار لوحه زرين، هر يک به اندازه 33×33 سانتي متر به سه خط فارسي باستان، عيلامي و بابلي بنويسند و در چهارگوشه آپادانا در زير پي بنا قرار دهند. يكي از مجموعه هاي سيمين و زرين پيدا شده و در گوشه هاي ديگر، جاي قرارگيري محفظه لوحه ها را يافته اند كه البته لوحه هاي آن ها غارت شده است.
متن لوحه پيدا شده چنين است. داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر ويشتاسپ هخامنشي. داريوش شاه مي گويد: اين كشوري كه من دارم، از سرزمين سكاهاي آن سوي سغد تا حبشه، از هند تا سپارت(سارد، ليبي) را اهورامزدا، بزرگ ترين خدايان به من ارزاني داشت. اهورامزدا مرا و شاهنشاهي مرا بپاياد.
در اندرون كاخ آپادانا جنگلي از ستون‌ها بود كه در ميان آن ها ديوارهاي خشتي، تقريبا از نظر پنهان مي ‌ماند. چون در چنين فضايي دشوار بود كه شخص بتواند خود را توجيه كند، امكان داشته كه از نظر او رويايي غير واقعي در وراي اين جهان خاكي، مانند باغ‌هاي مقدس بهشتي جلوه كرده باشد. چون آپادانا يک تالار عام بزرگي بوده كه گنجايش ده هزار نفر را داشته است. كاملا محتمل است كه هيات باريافتگان در دايره‌هاي متحدالمركز به سوي شاه كه در مركز مستقر بوده، پيش مي رفته‌اند. اين موضوع را مي ‌توان از روي حجاري هاي آن دوره استنباط كرد.
اين كاخ در روزگار آباداني شكوه و عظمتي خيره كننده داشته است.ايوان و پلكان خاوري آپادانا: ايوان خاوري 12 ستون در دو رديف شش تايي دارد كه درگاه ورودي تالار را در وسط آن ساخته اند. به نظر مي رسد كه ورودي اصلي كاخ آپادانا در ابتدا از جبهه خاوري آن بوده است و به همين سبب است كه مهم ترين نقشي كه در تخت جمشيد حجاري شد و حاكي از اهميت اين مجموعه به عنوان مركز حكومتي امپراتوري هخامنشي بود، در نماهاي پلكان خاوري ايجاد شد، زيرا همه ميهمانان، سفرا و نمايندگان ايالت هاي زير فرمان امپراتوري و كشورهاي ديگر از طريق آن به كاخ وارد مي شدند. ورودي اين ايوان مانند ايوان شمالي از دو پلكان دوطرفه تشكيل شده كه يكي در جلوي ديگري قرار گرفته است. شكل كلي نماي پلكان جلويي از سه بخش تشكيل شده است. در بخش وسط كه به شكل مستطيل است، نقشي متشكل از هشت سرباز پياده وجود دارد كه در دو طرف يک سطح مستطيل شكل بدون نقش، رو به روي هم ايستاده اند. افراد هر يک از دو گروه چهار نفره به صورت يک در ميان لباس مادي(كلاه نمدي و لباس ساده) و لباس پارسي(كلاه ترک دار استوانه اي شكل و لباس بلند چين دار) پوشيده اند. در سطح مستطيل شكل وسط شايد مي خواسته اند نقشي يا متني حجاري كنند كه آشكار نيست به چه دليل موفق به اين كار نشده اند.
در وسط سطح حاشيه بالاي سطح فوق، نقش حلقه بال دار كه آن را نماد فر ايزدي يا نيروي اهورايي و برخي نمادي از قدرت الهي دانسته اند، وجود دارد و در دو سوي آن دو مجسمه از حيواني بال دار يا سر انسان كه احتمالا نماد نگهباناني فوق بشري بوده است، وجود دارد. بر اساس بررسي هاي چند تن از باستان شناسان كتيبه سنگي حجاري شده اي كه در محل خزانه كشف شد، به اين پلكان تعلق داشت و در جاي سطح مستطيل شكلي كه توضيح داده شد، قرار داشت و به دلايلي كه هنوز كاملا روشن نيست، آن را از جاي خود در آورده اند و به محل خزانه انتقال داده اند و سنگي را كه نقش هشت سرباز بر روي آن است، در جاي آن قرار داده اند. بر روي سطح حجاري شده اي كه در خزانه كشف شد، نقش مجلس (بار عام شاهي) حجاري شده است. در آن سوي حياط تالار معروف به صد ستون قرار دارد.

كاخ صد ستون (مرودشت)

همان طوركه از اسم آن پيداست، صد ستون كل بنا را نگه مي ‌داشت و جايگاه مهمانان بود. نكته قابل توجه اين كه تزيينات اين كاخ هم بر حسب عدد 100 بود. احتمالا اين كاخ اقامتگاه موقت ويژه در دوره برگزاري مراسم بوده است.
كاخ داريوش (مرودشت
كاخ داريوش معروف به تچر در جبهه جنوب باختري آپادانا قرار دارد و به نظر مي رسد بناي آن هم زمان يا اندكي پس از شروع ساختمان آپادانا آغاز شد.اين كاخ از يک تالار مركزي مربع شكل با 12 ستون و ايواني در سمت جنوب تشكيل شده است. حياطي نيز در جلوي اين ايوان وجود دارد. در جبهه شمالي تالار مركزي دو اتاق بزرگ ستون دار وجود دارد كه در يک طرف هر كدام و در ميان آن ها اتاق هايي كوچک يا پستوهايي قرار دارند كه به نظر مي رسد براي انبار از آن ها استفاده مي شده است. برخي از درگاه ها، قاب پنجره ها و طاقچه هاي سنگي اين كاخ بر جاي مانده است. بعضي از اين عناصر از يک قطعه سنگ يکپارچه ساخته شده اند.
سنگ هاي مورد استفاده در اين كاخ از جنسي خاص و با سطحي بسيار صاف و صيقل شده و به گونه اي است كه تصوير اشياي و اشخاص در آن منعكس مي شود، به اين سبب در دوره معاصر آن را تالار آيينه نيز ناميده اند.نگاره اي از داريوش در محل ورود به تالار اصلي كاخ وجود دارد كه او را در حال خارج شدن از كاخ نشان مي دهد. در اين نگاره، دو نفر در پشت سر داريوش قرار دارند، يک نفر يک چتر آفتابي و ديگري يک مگس پران در يک دست و حوله اي در دست ديگر دارد. اين دو نفر كوچک تر از شاه نقش شده اند. در نزديک اين نگاره، كتيبه اي است كه متن آن چنين است: داريوش شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر ويشتاسپ هخامنشي اين كاخ را ساخته است.از تالار اصلي دو درگاه به سمت دو اتاق بزرگ در طرف شمال تالار وجود دارد كه نگاره اي بر آن ها تصوير شده است. در اين نگاره شاه در حال وارد شدن به تالار از اتاق نشان داده شده است. در اين نگاره نيز ملازماني در پشت سر شاه قرار دارند.
در درگاه هاي خاوري و باختري اتاق بزرگ واقع در گوشه شمال خاوري تالار مركزي نگاره اي وجود دارد كه خدمتكاري را با روغن دان و حوله نشان مي دهد. اين نگاره حاكي از جنبه سكونتگاهي اين كاخ است.در درگاهي در تالار اصلي نيز نقشي وجود دارد كه نبرد پهلواني را با حيواني افسانه اي (با بدن شير، دم عقرب، با شاخ و بال) نشان مي دهد كه ظاهرا پهلوان كه بسيار استوار ايستاده است، در حال غلبه بر حيوان است.حجاري ها و كتيبه هاي اين كاخ نشان مي دهد كه از آن به عنوان محل و فضاي پذيرش برخي مراجعه كنندگان نيز استفاده مي شده است.


عمارات ومحوطه هاي باستاني درشهرستان مرودشت

تنگ براق مرودشت

آبادي تنگ براق كه راه دسترسي به آن از دهستان سده مي گذرد محلي مناسب براي جذب ايرانگردان است. اين محل با جمعيتي اندک داراي آب آشاميدني (از طريق چشمه سارهاي محل) و قابل دسترسي مناسب است. بيشتر بازديدكنندگان تنگ براق را مسافراني از شهرهاي شيراز، آباده، اقليد و اصفهان تشكيل مي دهند. تنگ براق در شمال روستايي به همين نام، در منطقه كامفيروز، تقريبا روبه روي آبشار مارگون قرار دارد. اين تنگ محل عبور يكي از شاخه هاي اصلي آب سد درودزن است. منطقه مورد نظر به صورت دره اي عميق و زيبا بين ديواره هاي صخره اي قرار دارد و قسمت انتهايي آن بن بست است. مجموعه آب هاي بالا دست اين منطقه با عبور از يک دشت، در شكافي عميق سرازير مي شود و آبشاري زيبا پديد مي آورد. در ديواره صخره سمت چپ تنگ، غاري زيبا پديد آمده است كه منشاء آهكي دارد و از سقف آن، آب به صورت قطرات باران به كف غار مي ريزد. ديواره و سقف غار پوشيده از خزه است. ارتباط شيراز با تنگ براق از سه طريق امكان پذير است. از طريق منطقه كامفيروز و با عبور از دشت كامفيروز و مناطق جنگلي امتداد جاده خاكي منطقه كامفيروز به دو بلوک كمهر و كاكان و سرحد چهاردانگه متصل مي شود. بعد از روستاي تنگ براق، جاده بن بست است بخشي از راه آن سوي روستا به طرف تنگ، جاده ماشين رو ندارد.

تنگ بستانک (بهشت گمشده) مرودشت

تنگ بستانک دره اي زيباست كه در حوالي شمال باختري دشت كامفيروز قرار گرفته و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1740 متر است. اين دره در ميان كوه هاي نسبتا مرتفع در مرز انتهايي دهستان هاي كامفيروز و بيضا در شهرستان هاي مرودشت و سپيدان پديد آمده است. در ابتداي روستاي مهنجان (مهنگان) كه در دامنه كوه هاي شمال باختري و باختر دشت كامفيروز قرار دارد، خطي سبز شروع مي شود و به طرف باختر امتداد مي يابد. اين خط سبز، در عمق دره و حاشيه رودخانه مملو از درختان بيد و چنار است. تنگ بستانک در حوزه آبريز سد درودزن واقع شده است. همجواري تنگ با درياچه سد درودزن و نزديكي آن به مناطق سردسير و زيباي تنگ گنبيل، آبشار مارگون، تنگ براق، چشمه شش پير، قلعه رنج، برم فيروز و ديگر مناطق ييلاقي اين منطقه را به يک مجموعه وسيع و زيباي گردشگاهي تبديل كرده است.

سنگ نبشته پهلوي (مرودشت)

سنگ نبشته پهلوي در شمال باختري پاسارگاد در تنگ براقي واقع است. ابعاد اين سنگ نبشته 40/1 × 1 متر، مشتمل بر 16 سطر است كه هر سطر 90 سانتي متر درازا دارد.

تخت گوهر يا تخت رستم(مرودشت)

در نزديكي نقش رجب و پايين آرامگاه كوروش، تخت سنگ هاي منظمي به صورت ناتمام وجود داردند كه به تخت رستم معروف هستند.

نقش رجب(مرودشت)

نقش رجب به نقش هايي گفته مي شود که در پس رفتگي کوهستاني در شمال تخت جمشيد حجاري شده است. اين نقش داراي سه تصوير برجسته از اردشير بابكان، شاپور اول، علامت خاندان او و شخصيت هاي بزرگ دوره اردشير است.


بندها و پلها ي تاريخي درشهرستان مرودشت

پل بند امير(مرودشت)
پل بند امير بر روي سد قديمي بند امير که در دوره هاي باستاني ساخته شده، احداث شده است. زمان ساخت پل به دوره عضدالدوله ديلمي باز مي گردد و از مهم ترين بناهاي قرون اول اسلامي است. اين پل در جنوب خاوري جلگه مرودشت روي رود كر احداث شده است.

پل خان(مرودشت)

پل خان كه در مرودشت قرار دارد در زمان شاه عباس صفوي به همت امامقلي خان فرزند الله وردي خان (فرمانرواي فارس) ساخته شد.


قلعه ها ، برجها و آتشكده ها درشهرستان مرودشت

قلعه استخر(مرودشت)
قلعه معروف استخر كه در دوران عضد الدوله ديلمي ايجاد شده در بالاي كوه استخر در انتهاي شمال باختري جلگه مرودشت قرار گرفته است. به غير از کوه استخر، دو كوه منفرد ديگر به نام هاي «شكسته» و «اشكنون» در ميان صحرا به دنبال هم قرار گرفته اند. در اين محل، يک استخر بزرگ آب بنا شده بود و اكنون درخت سرو چندين صدساله اي در كنار بقاياي استخر و در ميان ويرانه هاي ابنيه سنگي قلعه سر به فلک كشيده است

برج زندان سليمان(مرودشت)

برج زندان سليمان در نزديكي كاخ اختصاصي كوروش به شکل ويرانه يک برج سنگي و بلند برجاي مانده بود كه امروزه تنها ضلع باختري آن باقي مانده و سه ضلع ديگر آن منهدم شده است. ارتفاع آن نزديک به 12 متر است كه 16 رديف سنگ هاي بزرگ با تراش سفيد و بسيار منظم و دقيق تشكيل شده است. پلكان منظم سنگي برج، ساكنان آن را به درون اتاق بالاي برج مي برده و اكنون تنها مدخل اتاق بر ديوار باقي است و از پلكان آن اثري بر جاي نمانده است. بسياري از باستان شناسان اين برج را آرامگاه كامبيز و برخي هم آتشكده دانسته اند.

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


کوروش کبير گويد:

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


پرچم شناسی

پرچم شناسی

همانند نام ، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها و آرمانهای یک ملت ، چگونگی نگرش سیاسی ، مذهبی و فلسفی یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی ، فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.

نظربه اهمیت ویژه پرچم ، مردم هر کشور پرچم را عزیز و گرامی دانسته و در پرچم افراشته خود بزرگی ، سربلندی ، آزادگی و افتخار و در سرنگونی آن شکست ، بردگی و ستم بیگانگان را می نگرند. مطالعه علمی پرچم ها ، معنا و مفهوم و سیر دگرگونی آنها « پرچم شناسی » (vexilology) نام دارد . این دانش به مطالعه تاریخچه و مفهوم نهفته در رنگها ، نشانه های موجود در پرچم کشورها می پردازد و درباره مراسم برافراشته شدن و پایین آوردن و بزرگداشت پرچم به مطالعه علمی دست می زند .
 

پرچم ، بیرق و درفش در لغت به تکه ای پارچه گفته می شده که معمولا دارای نقشهای رنگی بر روی آن بوده و برای علامت دادن و تزئین و برای مشخص شدن یک ملت یا یک کشور به کار می رفته است .

پرچم در اصل لغت ترکی است که به موی نوعی گاو کوهی گفته می شده است و دسته ای از این مو را بر سر یک چوب یا بالای نیزه درفش نصب می کرده اند ، چنانکه مشهور است چنگیز خان پرچمی داشته که شامل 9 دسته موی دم اسب بوده است.

استفاده از پرچم در میان ملل ریشه ای تاریخی دارد و تاریخ استفاده و پیدایش آن به حدود 5 هزار سال قبل باز می گردد . پرچم به عنوان نماد در مصر قدیم و آشور و نزد یهودیان معمول بوده است . یونانیان ابتدا قطعه ای زره را که بر نیزه ای نصب شده بود به عنوان پرچم به کار می بردند . در نزد رومیان نیز پس از اینکه قسطنطنیه به مسیحیت گروید پرچم به صورت پارچه ای ابریشمین به رنگ ارغوانی که نام حضرت عیسی به حروف یونانی بر آن نقش شده بود، رایج گردد.

پرچمهای اولیه در اروپا جنبه ای دینی داشت و قدیمی ترین آنها پرچم کشور دانمارک است که صلیبی سفید بر آن به چشم می خورد .

در ایران قدیم ، درفش کاویان معروف بوده و در دوره کوروش ، بیرقی سفید با نقش عقاب زرین به کار می رفته است .

مفهوم رنگها در پرچم کشورها:

رنگهایی که در پرچم ملی کشورها بکار برده می شوند معانی و مفاهیم متفاوت و گاه متضادی را می رسانند و دسته بندی کردن مفهوم و معنی رنگ در پرچم کشورها خالی از اشکال نیست ، با این وجود می توان موارد مشترکی را در رنگ پرچم تعدادی از کشورهای جهان پیدا کرد .

رنگ سفید در اغلب کشورها نشانه صلح ، برادری و امید به آینده ، رنگ زرد نشانه معدن ، ثروت زیرزمینی و یا خورشید تابان ، رنگ آبی نشانه آسمان صاف و روشن است ، رنگ سبز در کشورهای غیر مسلمان نشانه ای از ثروت طبیعی ، جنگل و یا کشاورزی و رنگ قرمز در پرچم کشورهای کمونیستی نشانه ای از انقلاب مارکسیستی و رنگ سیاه در پرچم کشورهای آفریقایی و یا آمریکای لاتین نشانه سیاهپوست بودن مردم این کشورها است .

در کشورهایی که اکثریت مردم مسیحی هستند علامت صلیب را می توان در پرچم این کشورها یافت .

شکل پرچم :

در قرون وسطی و در جریان جنگها پرچم کمکی بود که به وسیله آن سربازان در میدان جنگ خودی را از بیگانه و یا دوست را از دشمن تشخیص دهند. پرچمهای دم چلچله ای ( پرچمهایی که نوک دراز و شکاف خورده ای داشتند ) در میادین نبرد از این پرچمها در دریانوردی نیز استفاده شده و می شود . زیرا بلند بودن نوک این پرچمها از فواصل دور قابل دیدن بوده و به تشخیص ملیت کشتی صاحب پرچم کمک زیادی می کند .

در هر حال پرچم اغلب کشورها امروزه به صورت مستطیل است که یک شکل استاندارد در اندازه پرچم محسوب می گردد.

نشانه ها در پرچم

در پرچم ملی کشورها علاوه بر رنگها از برخی علایم و نشانه ها استفاده می شود . در جریان جنگهای بزرگ تاریخی سربازانی که در جنگها حضور داشتند ، برای شناسانیدن خود به دیگران علایم و یا نقشهایی را روی سپرهایشان نقاشی می کردند . این نقشها کم کم در پرچمها به کار گرفته شد و در نقش پرچمهای امروز می توان علایم و خطوط و ملیتها و مثلثها و آرم کشورها و ... را مشاهده نمود .

-صلیب که در روی پرچم برخی کشورهای مسیحی دیده می شود نشانه به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (ع) می باشد و درپرچم کشورهایی مثل سوئد ، دانمارک ، یونان و ... دیده می شود.

-داس و چکش بر روی پرچم کشورهای کمونیستی مشاهده می شود که داس در آن نشانۀ کشاورزان و چکش نشانه صنعتگران است .

-ستاره پنج پر زرد رنگ که بر روی پرچم کشورهای کمونیستی مشاهده می گردد ، نشانه حاکمیت خوب کمونیست در آن کشور است، مثل پرچم ویتنام یا چین .

-علایم صنعتی یا کشاورزی که نشانۀ رواج صنعت یا کشاورزی در یک کشور، یا علاقه مندی به رواج آن و یا نشانۀ توجه به دو قشر صنعتگران و یا کشاورزان است در پرچم کشورهایی چون برمه ، آنگولا،موزامبیک و ... دیده می شود.

-پرچم سایر کشورها که بر روی پرچم اصلی یک کشور مشاهده می شود و نشانۀ سابقۀ تاریخی یا استعماری نفوذ آن کشور بر روی کشور صاحب پرچم است ،مثل پرچم آفریقای جنوبی ، استرالیا ، نیوزلند .

-تصاویر حیوانات یا پرندگان که نشانه تعلق خاطر مردم آن کشور به این حیوانات و پرندگان و یا باور آنان بر این موضوع آن حیوان یا پرنده نقش عمده ای در تاریخ آن ملت داشته است . مثل نقش عقاب (که نماد قدرت ، شجاعت و آزادی در ایران باستان بوده و یا در امپراطوری آلمان نشانۀ سلطنت بوده است ) و در پرچم زامبیا ، سوریه ، آلبانی و ... دیده می شود .

آثار باستا نی ، نشانهای قبیله ای ، نشانه های سلطنتی و یا نقشه های جغرافیایی که موقعیت کشور صاحب پرچم را مشخص می کند در روی پرچم کشورها قابل مشاهده است .

مراسم پرچم و آئین های آن :

بر افراشتن و جمع کردن پرچم معمولاّ با مراسمی همزمان است . به هنگام مرگ شخصیتهای لشگری و کشوری با توجه به ارزش و مقام اجتماعی شخص در گذشته ، ممکن است بر اساس تصمیم رسمی یک دولت پرچم آن کشور بخاطر عزاداری به صورت نیمه افراشته در آید . یعنی از حالت معمولی که در بالاترین قسمت میلۀ پرچم قرار می گیرد به وسط میلۀ پرچم انتقال یابد . مدت نیمه افراشته بودن پرچم نیز در تصمیمات دولتی مشخص شده و به تمامی نمایندگی های سیاسی کشور در خارج نیز اطلاع داده می شود و بعد از پایان مدت مقرر دوباره به حالت عادی باز می گردد .

ياري‌نامه :
خیر اندیش رسول ، شایان سیاوش، ریشه یابی نام و پرچم کشورها ، انتشارات کویر ، چاپ چهارم 1375

  
نویسنده : maryparsa1983 ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٦