ما فرزندان کوروش کبير با آب گيری سد سيوند مخالفيم
با قرار دادن کد زیر در وبلاگ یا وبسایت خود از این اعتراض حمایت نمایید. همچنین این اعتراض را در سایت پرشین پتیشن امضا
نمایید.


نوای خوش در دوره ساسانیان
نوای خوش در دوره ساسانیان:
دورهی ساسانی یا پارسی را میتوان دوران شکوفایی موسیقی در بخش باستانی تاریخ ایران به شمار آورد، زیرا به استناد مدارک موجود معلوم میشود که حتی شهریاران ساسانی، اغلب دوستدار و مشوق موسیقی بوده و حتی بعضی از آنان خود با موسیقی آشنایی داشتهاند.
اردشیر اول یا اردشیر بابکان (224 تا 241 پس از میلاد) - نخستین شهریار ساسانی - موسیقیدانان را در طبقهی ویژهای قرار داد.[1] و همو، به قراری که کارنامهی اردشیر بابکان نشان میدهد، هنگامی که هنوز به سلطنت نرسیده و به دستور اردوان - آخرین فرمانروای اشکانی - در ستورگاه (اصطبل) زندانی شده بود برای رفع دلتنگی تنبور میزد. [2]
فارمر به استناد «تاریخ ابوالفدا» رواج یا ساخت عود را به شاپور اول (272 تا 241 م.) نسبت داده است [3] که شاید به قول فارمر منظور اصلاح یا بهسازی گونهای ساز قدمیتر باشد. [4]
بهرام گور، ورهرام یا بهرام پنجم، پانزدهمین شهریار ساسانی (420 تا 438 م.) هنگامی که پیش از رسیدن به سلطنت و بنابر رسمی که شهریاران ساسانی در دور نگاهداشتن ولیعهد از پایتخت داشتند، در «حیره»، نزد «نُعمان لَخمی» از ملوک به سر میبرد، داستان علاقهاش به دوشیزهی خنیاگری به نام «آزاده» به قدری شهرت یافت که هنرمندان و نگارگران ایرانی یاد آن را در آثار هنری خود حتی در دوران اسلامی، به نمایش گذاشتند، مانند قدح لعابدار رنگین با نگارهی بهرام گور و آزاده، کاری از آثار سدهی هفتم هجری (13 م.) یا نظیر آن با نقاشی و زرین از سدهی ششم هجری (12 م.) کار کاشان.
همچنان که فردوسی بزرگ در شاهنامه آورده است :
به پشت هیونی دمان برنشست ابا سرو آزاده، چنگی به دست
زن چنگزن، چنگ دربرگرفت نخستین خروش مغان برگرفت
چو رود و بریشم سخنگوی گشت همه خانه از وی سمن بوی گشت
بزد جامهی باب خود ماهیار تو گفتی بنالد همی چنگ، زار
همین شهریار ساسانی، مانند اردشیر اول، در ترفیع مقام اجتماعی و رسمی موسیقیدانان بذل توجه است و از «شنکل»(Shankal) فرمانروای هند خواست تا عدهای خنیاگر به دربار او گسیل دارد. [5] این بود که به گفتهی فردوسی دههزار، و به روایت مولف «مجمل التواریخ و القصص» دوازده هزار هنرمند به ایران آمدند و ساکن شدند. نام این خنیاگران را به اختلاف «لوری»، «زوط»، «جاتی» یاد کردهاند [6] و شاید همانها بودهاند که بر اثر افزایش زاد و ولد و به گونهای که در «مجمع التواریخ و القصص» آمده است به نامهای «لولی»، «لوری»، یا «لوطی» شهرت یافته و حتی در آثار گویندگانی چون «حافظ شیرای» راه یافتهاند.
«خسرو اول انوشیروان»(531 تا 579 م.) همان طبقهبندی اردشیر اول را معتبر شناخت و در زمان او بود که «مزدک» مدعی آیینی شد با بنیان موسیقی، یعنی خدای یگانه را به صورت سلطانی تصور میکرد که بر تختی در آسمانها قرار دارد و در برابرش چهار نیروی گردانندهی جهان به شکل چهار فرمانبر ایستادهاند و یکی از آنها نماد موسیقی است. [7]
خسرو پرویز دوم (590 تا 628 م.) از آنجا که روایتهای تاریخی و افسانهای، او را دوستدار تجمل و زندگی اشرافی نشان داده است، طبعا پیش از دیگر شهریاران ساسانی به موسیقی توجه داشت تا آنجا که در مراسم افتتاح سد دجله، موسیقیدانان را هم مانند ساتراپها (استانداران) شرکت داد. [8]
یادگار با ارزشی که از دوران ساسانی و گویا خسرو پرویز به جای مانده، دو منظرهی شکارگاه حجاری شده در صخرههای «طاق بستان» کرمانشاه است. در این حجاری هنرمندانه که پس از گذشت قرنها، زیبایی هنری آن هنوز جلب توجه میکند، یکی منظرهای از شکار گراز وحشی و دیگری شکار گوزن (شاید گوزن قرمز نر) مشاهده میشود که عدهای نوازنده برای سرگرم کردن شهریار ساسانی مشغول نوازندگی هستند، در شکارگاه گراز وحشی، شهریار ساسانی در زورق سلطنتی ایستاده است و کمان کشیده در دست، در حال تیراندازی است و موسیقیدانان در سه قایق سادهتر و کوچکتر نشستهاند، در صورتی که در شکارگاه گوزن، هنرمندان روی سکویی مشرف به شکارگاه قرار دارند تا بتوانند از حمله و آسیب احتمالی جانوران مصون بمانند.

سندی تاریخی از نوای خوش در دوران اشکانیان و ساسانیان [9]
تنها سند مهمی که نشان میدهد در دوران اشکانیان آموزش نوای خوش، یکی از مواد آموزشی دبیرستانهای ایرانی بوده است «کارنامه اردشیر بابکان» [10] است، که به رویدادهای پایان دورهی اشکانیان نیز میپردازد.
در این کتاب به نوازندگی اردشیر جوان اشاره میرود :
«... اردوان را کنیزکی (دخترکی) بایسته (درخور، لایق) بود که از دیگر کنیزکان آزرمیتر (محترمتر) و گرامیتر داشت، و به هر آیین، پرستش (مراقبت، خدمت) اردوان آن کنیزک میکرد. روزی که اردشیر به ستورگاه نشسته و تنبور میزد و سرود و دیگر خرمی میکرد، اردشیر را دید، و بدو سرگشته (عاشق) شد ...»
و این خود نشان تداوم آموزش موسیقی در همهی دورانها در ایران است.
سند بسیار با ارزش دیگری از زمان ساسانیان، که نه تنها در زمینهی موسیقی، بلکه در دیگر جهات نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است، رسالهی کوچک «خسرو کواتان و ریدک» [11] است که خوشبختانه هنوز در دست است و پرسش نهم انوشیروان از ریدک دربارهی خنیاگری است. ریدک دراینباره پاسخی جامع میدهد که چون تمام موارد آن هنوز کاملا خوانده نشده، نمیتوان همهی آنها را در اینجا آورد. اما بطور کلی پاسخ وی در دو بخش است :
بهری ویژهی نوازندگی و دیگر بهر ویژهی بازی و رقص است. در بخش نوازندگی از چنگ سرای، وین [12] سرای، وین کنارسرای، موستک [13] سرای، تنبور سرای، بربط سرای، نای سرای، دمبلک سرای، تنبور مه (تنبور بزرگ) سرای و ... نام میبرد.
آنگاه میگوید که از همهی اینها بهتر چنگسرای است. کنیزکی که در شبستان، با آوای تیز (زیر و به اصطلاح موسیقی غربی سوپرانو) نوای چنگ را همراهی کند.
پانوشتها :
[1] فارمر، Farmer - Music, 2786
[2] بخش2، ص 23.
[3] همان 2786.
[4] همانجا.
[5] همان 2786.
[6] همانجا.
[7] همان 2787 و معین.
[8] فارمر، همانجا.
[9] جنیدی، فریدون - زمینهی شناخت موسیقی ایرانی، صص. 117 تا 119.
[10] این کتاب نیز چونان همهی کتابهای سرگذشت (تاریخ) فرمایشی است و در آن دروغها و بهتانها و تحریفهای زیادی دربارهی اشکانیان وارد شده است زیرا که در زمان ساسانیان به دستور آنان نوشته شده ... با اینحال در برخی موارد جنبی، نظیر همین موسیقی سند خوبی است.
اندیشه به یاد فردوسی میافتد که در ترجمهی کارنامهی اردشیر در شاهنامه، هنگام پیروزی اردشیر، و افتادن و کشته شدن «اردوان» میگوید :
چنین است کردار این چرخ پیر چه با اردوان و چه با اردشیر
کرا تا ستاره برآرد بلند سپارد مر او را به خاک نژند !
[11] یعنی خسرو قبادان و پسر جوان، و موضوع آن مکالمات خسرو انوشیروان است با پسری که در آن آگاهیها و مهارتهای پسر جوان مورد پرسش و پژوهش قرار میگیرد. از این گفتوگوها چنین برمیآید که مواد درسی فرهنگستان عبارت بوده است از :
خط، خواندن متون، خواندن نوشتههای مذهبی اوستا، آداب جنگ و شکار و ورزش، نوای خوش، شناختن گلها و گیاهان و جانوران، آداب معاشرت، شناختن غذاها و شیوهی پخت آنها، شناختن آشامیدنیها،
از جمله در این دفتر نام 24 گل آمده و برای بوی هریک معنایی ذکر شده است.
[12] وین، یکی از آلات موسیقی است، نوعی چنگ است - فرهنگ پهلوی
وین سازی است که با انگشتان مینوازند - فرهنگ نفیسی
کریستین سن، این ساز را «عود هندی» میداند، رویهی 327 شعر و موسیقی.
[13] مسته سرای، مشته سرا، کسی که در مشت خود میدمد، و نوای موسیقی برمیآورد. یک نوع خنیاگری است. این کلمه در سانسکریت «Mustidhama» آمده است - فرهنگ نفیسی.
بن نوشتها :
1. تاریخ موسیقی ایران - تقی بینش
2. زمینه شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی
كورش در هاليوود
كورش در هاليوود
يك خبر ديگر، اين كه در حال حاضر، يك گروه انگليسي به كارگرداني آلكس جاوي، مشغول تهية مقدمات ساخت فيلم زندگي كورش هستند. هزينة ساخت اين فيلم، 90 ميليون دلار پيش بيني شده است. بازيگران فيلم هنوز به طور قطعي مشخص نشده اند، ولي از شون كانري براي بازي در نقش پدر كورش و آنجلينا جولي براي نقش ملكة كورش دعوت شده است. فيلم برداري اين فيلم قرار است در تونس انجام شود. درسايت bbc.co.uk مي توانيد مصاحبه اي مفصل را با كارگردان فيلم (كه از شوخي روزگار، اسمش اسكندر است!) بخوانيد
كورش به معناي شبيه خورشيد است (خور+ وَش). درغرب، صورت لاتيني شدة اسم او (Cyrus) رواج دارد كه نام سيروس از همين جا آمده. (شبيه به همين، در مورد اسم پسرش كمبوجيه اتفاق افتاده كه چون در لاتين Cambyses شده است، بعدها به صورت كامبيز به زبان فارسي برگشته.)
پايتخت هاي كورش به ترتيب، شوش، همدان و بابل بود. بعدها داريوش تصميم گرفت پرسپوليس را در كنار آرامگاه كورش در پاسارگاد بسازد و آن جا را پايتخت امپراتوري كند.
بعضي ها كورش را زرتشتي مي دانند و برخي هم ظهور زرتشت را سال ها بعد از هخامنشيان مي دانند. آيين كورش هرچه بود، به پيروان ساير اديان و مقدسات آن ها احترام كامل مي گذاشت.
كورش، پنج فرزند داشت: كمبوجيه و برديا پسرانش بودند و آتوسا، ركسانا و ارتوستونه دخترانش. كمبوجيه بعد از او شاه شد و آتوسا هم همسر داريوش بود.
هرودوت نوشته است: هنگام پادشاهي كورش و كمبوجيه، قانوني راجع به باج و ماليات نبود، بلكه مردمان هدايا مي آوردند. ماليات در زمان داريوش معمول شد. پارسي ها مي گفتند داريوش، تاجر؛ كمبوجيه، آقا؛ و كورش، پدر بود. اولي را به آن جهت كه منفعت طلب بود، تاجر مي خواندند. دومي را چون سختگير و با نخوت بود، آقا مي گفتند. و سومي (يعني كورش) را به واسطة اين كه ملايم و مهربان بود و هميشه از حال رعيت آگاهي داشت، پدر مي خواندند.
كورش را همة ملل دنياي باستان دوست داشتند. پارسي ها كه وي آن ها را از گمنامي به افتخار رسانده بود، او را پدر خود مي خواندند. يوناني ها با اين كه در سواحل آسياي صغير از او شكست خورده بودند، تا زمان اسكندر، او را بزرگ ترين جنگجو مي دانستند. و يهود كه كورش آزادشان كرد، تا مدت ها فكر مي كردند كه او مسيح است.
پيشگويي ظهور كورش و نيز روايت زندگي و اعمال او در عهد عتيق (كتاب هاي اشعيا، ارميا، عذرا و دانيال) آمده است. در اين كتاب مقدس، لقب هاي عقاب شرق و شبان خدا براي كورش ذكر شده. همچنين داستان ذوالقرنين در قرآن مجيد (آيات 83 تا 97 سورة كهف) را مفسراني همچون علامه طباطبايي در الميزان ، منطبق با سرگذشت كورش مي دانند.
گزنفون، مورخ يوناني و از شاگردان سقراط، رساله اي نوشته است با عنوان كوروپايديا يعني تربيت كورش كه چنين شروعي دارد: ما با اعتقاد به اين كه اين مرد، سزاوار هر گونه ستايشي است، تحقيق كرده ايم تا بدانيم او از چه نوع آموزش و تربيتي برخوردار بوده است تا آن را در پيش بگيريم. در يونان باستان، اين كتاب، بهترين رساله در فنون جنگ به حساب مي آمد.
شخصيت كيخسرو، شاه آرماني شاهنامه ، شباهت زيادي با سرگذشت كورش دارد. بي شك، فردوسي، داستان كيخسرو را از روي افسانه هاي موجود دربارة كورش ساخته است.
سر توماس براون، فيلسوف، پزشك و نويسندة انگليسي، در 1658، كتاب خود در باب تحمل عقايد مخالف را باغ كورش نام گذاشت.
يكي از اتهامات مصدق در محاكمة معروفش اين بود كه مي خواسته به جاي عكس شاه، روي اسكناس ها عكس كورش و داريوش را چاپ كند.
منشور كورش، در 1879، هنگام كاوش در نينوا و توسط يك باستان شناس ايراني به نام هرمز رسام، پيدا شد. اين لوح گلي، 23 سانتي متر عرض و 11 سانتي متر ارتفاع دارد. بر روي آن با خط ميخي، 40 سطر مطلب نوشته شده كه بعضي از سطرها شكسته شده اند. سطرهاي 22 تا 37 در مورد سياست هاي كورش در كشورداري است و سطرهاي قبلي و بعدي، اطلاعاتي تاريخي در مورد فتح بابل و نسب نامة كورش به دست مي دهد. در حال حاضر، اين منشور در موزة بريتانيا نگهداري مي شود و شمارة آن، BM-WAA-90920 است.
سال 1969 در گردهمايي بين المللي حقوق دان ها، منشور كورش به عنوان نخستين سند حقوق بشر شناخته شد. سال 1971 سازمان ملل متحد، متن منشور كورش را به تمام زبان هاي رسمي دنيا منتشر كرد.
بعد از كورش، ده پادشاه هخامنشي ديگر بر تخت او نشستند، اما هيچ كدام (جز داريوش) نتوانستند مانند او پادشاهي كنند. كمبوجيه و داريوش، مانند كورش به اعتقادات مردمان تحت فرمانشان احترام مي گذاشتند و در جنگ و كشورداري، با بزرگواري رفتار مي كردند. اما پس از آن ها خشايار شاه، معابد آتن و بابل را به آتش كشيد و اردشير درازدست براي پيروز شدن در جنگ با مصري ها، شاخه اي از رود نيل را خشكاند. بعد از اردشير هم شاهزادگان هخامنشي، مدام بر سر قدرت با هم درگير بودند، به گونه اي كه خشايار دوم، تنها 45 روز بر تخت نشست. امپراتوري هخامنشي، چنين رو به فروپاشي رفت. تا اين كه در 335 ق .م اسكندر مقدوني از راه رسيد، دولت ايرانيان را برانداخت و پرسپوليس را به آتش كشيد.
كورش در لندن
نمايشگاه امپراتوري فراموش شده: جهان ايران باستان با نمايش 400 قطعه از آثار فرهنگي و هنري دورة هخامنشي از روز 9 سپتامبر در موزه بريتانياي لندن برپاست و تا ژانويه (اواسط دي ماه) ادامه دارد. بخشي از اين آثار، مانند منشور كورش متعلق به خود موزه بريتانياست، اما بخش عمدة نمايشگاه ازموزه هاي مختلف دنيا مثل موزه ملي ايران و موزه لوور فرانسه جمع آوري شده.
نمايشگاه با نقشه امپراتوري هخامنشي شروع و با منشور كورش تمام مي شود. در اين موزه، آثاري مثل مجسمة بي سر داريوش، جام زريني كه كتيبة خشايار شاه به سه زبان بر روي آن حك شده، پايه ستون و سرستون هاي كاخ آپادانا، نقش برجسته هاي مجموعة تخت جمشيد، بز بالدار،... و بازوبندي طلايي با سر عقاب كه احتمالا ارمغاني براي داريوش بزرگ بوده، به نمايش گذاشته است.
در اين نمايشگاه، ستوني از كاخ آپادانا كه براي فيلم اسكندر (اليور استون، 2004) بازسازي شده بود هم هست
اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند
اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند
سال شروع حکومت | اولين حاکم | نام سلسله |
708 قبل از ميلاد | ديااکو | مادها |
550 قبل از ميلاد | کوروش | هخامنشيان |
250 قبل از ميلاد | اشک | اشکانيان |
224 ميلادي | اردشير بابکان | ساسانيان |
1 هجري شمسي | معاويه | امويان |
92 هجري شمسي | السفاح | عباسيان |
165 هجري شمسي | طاهر | طاهريان |
219 هجري شمسي | يعقوب ليث | صفاريان |
238 هجري شمسي | نصر | سامانيان |
276 هجري شمسي | مرداويج | آل زيار |
280 هجري شمسي | رکن الدوله (حسن) | آل بويه |
358 هجري شمسي | کاکويه | ديالمه |
311 هجري شمسي | سبکتکين | غزنويان |
329 هجري شمسي | بغراخان | آل افراسياب |
345 هجري شمسي | ابوعلي مأمون | آل مأمون |
389 هجري شمسي | طغرل | سلجوقيان |
450 هجري شمسي | قطب الدين محمد | خوارزمشاهيان |
503 هجري شمسي | محمد بن سوري | غوريان |
589 هجري شمسي | اوکتاي قاآن | ايلخانيان |
676 هجري شمسي | امير چوپان | چوپانيان |
696 هجري شمسي | شيخ حسن | ايلخانيان |
689 هجري شمسي | محمود شاه | آل اينجو |
696 هجري شمسي | امير مبارزالدين | مظفريان |
612 هجري شمسي | امير عزالدين عمر | ملکوک کرت |
698 هجري شمسي | خواجه عبدالرزاق | سربداران |
579 هجري شمسي | يراق حاجب | قراختائيان |
550 هجري شمسي | رکن الدين رسام | اتابکان يزد |
552 هجري شمسي | ابوطاهر | اتابکان لرستان |
503 هجري شمسي | مظفرالدين سنقر | اتابکان فارس |
441 هجري شمسي | عمادالدين زنگي | اتابکان شام و ديار بکر |
491 هجري شمسي | اتابک ايلدگز | اتابکان آذربايجان و عراق |
764 هجري شمسي | امير تيمور | تيموريان |
769 هجري شمسي | قرامحمد | قراقويونلو |
769 هجري شمسي | قراعثمان | آق قويونلو |
865 هجري شمسي | شاه اسمعيل | صفويه |
1108 هجري شمسي | نادر | افشاريه |
1123 هجري شمسي | کريم خان | زنديه |
1160 هجري شمسي | آغامحمد خان | قاجاريه |
1302 هجري شمسي | رضا خان | پهلوي |
پرسپوليس مهد تمدن ايرانيان
نگاهي كوتاه به شهرستان مرودشت |
مرودشت يكي از باستانيترين مناطق ايران است که با پيشينهي كهن خود در طول تاريخ توجه بسيارياز باستانشناسان و دوستداران فرهنگ و تمدن ايراني را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جاي مانده ماقبل تاريخ و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيانگر اين مطلب است كه اين شهرستان با اهميتي ويژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران بوده و از شهرتي همسان با ديوارعظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهم ترين مکان ديدني شهرستان مرودشت را تشکيل مي دهند. عظمت منحصر به فرد اين بنا به تنهايي گوياي تاريخ شکوهمند تمدن ايران است واين درحالي است که اين مجموعه تنها يکي ولي مهمترين اثر از بناهاي تاريخي کشور ايران و استان فارس است. شهرهاي قديمي به همراه نقش ها و کتيبههاي باستاني و کاخ هاي پادشاهان هخامنشي و چندين اثر تاريخي و قديمي ديگر، از جمله جاذبه هاي مهم شهرستان مرودشت به شمار مي آيند. مجموعه کاخ هايتختجمشيد، كاخ صد ستون، كاخ داريوش، سنگ نبشته پهلوي، تخت گوهر يا تخت رستم، نقش رجب، آرامگاه اردشير دوم و سوم، شهر قديمي استخر (تخت طاووس)، قلعه استخر، برج زندان سليمان، پل بند امير و پل خان از جمله مهمترين آثار تاريخي اين شهرستان به شمار مي روند.همچنين طبيعت جذاب و غني شهرستان مرودشت به ياري منحصر به فردترين آثار تاريخي و باستاني اين منطقه آمده و جلوه هاي اعجاب انگيزي از زيبايي هاي طبيعي را به نمايش گذاشته و اين شهرستان را به لحاظ طبيعي نيز در رديف مناطق ديدني ايران قرار داده است. موقعيت طبيعي و چشم اندازهاي اطراف آبشار مارگون با هم آميزي درختان جنگلي وتوپوگرافي ناحيه كوهستاني و رودخانه اي، نمايش گر طبيعت غني و زيباي شهرستان مرودشت هستند. بافت قالي و قاليچه مهم ترين صنايع دستي شهرستان مرودشت را تشکيل مي دهد. قالي ها بيش تر توسط زنان و دختران و در کارگاه هاي خانگي و محلي توليد مي شوند. شركت سهامي فرش هم که به تازگي در اين منطقه تاسيس شده ، کار توليد و عرضه فرش را به صورت صنعتي بر عهده دارد. مرودشت يكي از قديمي ترين مناطق باستاني ايران است که با پيشينه كهن خود در طول تاريخ توجه بسياري از باستان شناسان و دوست داران فرهنگ و تمدن ايراني را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جاي مانده ماقبل تاريخ و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيان گر اين مطلب است كه اين شهرستان منطقه اي آباد با اهميتي ويژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران بوده و از شهرتي همسان با ديوارعظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهمترين مکان ديدني شهرستان مرودشت را تشکيل ميدهند. عظمت منحصر به فرد اين بنا به تنهايي گوياي تاريخ شکوهمند تمدن ايران است و اين درحالي است که اين مجموعه تنها يکي از بناهاي تاريخي کشور ايران و استان فارس است. شهرهاي قديمي به همراه نقش ها و کتيبههاي باستاني و کاخ هاي پادشاهان هخامنشي و چندين اثر تاريخي و قديمي ديگر، از جمله جاذبه هاي مهم شهرستان مرودشت به شمار مي آيند. همچنين طبيعت جذاب و غني شهرستان مرودشت به ياري منحصر به فردترين آثار تاريخي و باستاني اين منطقه آمده و جلوه هاي اعجاب انگيزي از زيبايي هاي طبيعي را به نمايش گذاشته و اين شهرستان را به لحاظ طبيعي نيز در رديف مناطق ديدني ايران قرار داده است. موقعيت طبيعي و چشم اندازهاي اطراف آبشار مارگون با هم آميزي درختان جنگلي وتوپوگرافي ناحيه كوهستاني و رودخانهاي، نمايش گر طبيعت غني و زيباي شهرستان مرودشت هستند. صنايع و معادن در اطراف بخش مرودشت كان هاي متعدد سنگ وجود دارد. انواع كارخانه هاي توليد آجر و گچ و موزاييک سازي، كارخانه تهيه قند و شكر، كارخانه تهيه عصاره شيرين بيان، شركت سهامي فرش، تاسيسات مجتمع كود شيميايي و مجتمع گوشت نيز در اين شهرستان وجود دارد. کشاورزي و دام داري شهرستان مرودشت داراي شرايط مساعد جغرافيايي يعني آب فراوان و زمين حاصل خيز بوده و به همين جهت از اوضاع اقتصادي خوبي برخودار است. كشاورزي دراين بخش به صورت صنعتي و دستي و روش آبياري به شكل ديمي و آبي انجام مي گيرد. اراضي وسيع كشاورزي اين شهرستان به 7 ناحيه همگن و داراي خصوصيات مشابه كه تحت پوشش 7 مركز خدمات كشاورزي دهستاني و 13 تعاوني توليد روستاييقرار دارند، تقسيم مي شوند. در سال 1374 در اين شهرستان 215 هزار تن گندم توليد و به مراكز خريد تحويل گرديده است و توليد اين محصول در سال 81-1380 به ميزان 304 هزار تن رسيده است و به همين دليل مقام اول توليد و تحويل گندم به اين شهرستان اختصاص دارد. مرودشت داراي 170 هزار هكتار اراضي مزروعي شامل 148 هزار هكتار اراضي آبي و 22 هزار هكتار اراضي ديم است عمده ترين محصولات زراعي منطقه را گندم آبي ، جو آبي ، شلتوک، چغندر قند، ذرت دانه اي و علوفه اي تشکيل مي دهند و انواع جاليز بالاترين سطح زير كشت را به خود اختصاص داده است.چاه ها و كاريزهاي متعدد آب كشاورزي منطقه را تامين مي كنند. شهرستان مرودشت با توجه به توجه به وجود آب کافي از لحاظ باغ داري نيز در موقعيت مناسبي قرار دارد. انگور، سيب، بادام، گردو، هلو، زردآلو ، انار و .. در باغ هاي اين شهرستان توليد مي شوند و مازاد آن به ديگر استانها و شهرستان ها و بعضي كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي شود. شهرستان مرودشت با توجه به وجود مراتع و چراگاه هاي غني از علوفه، استعداد فراواني در زمينه پرورش دام و طيور دارد كه اين امر موجب شده تعدادي از مردم به خصوص روستاييان به كار پرورش دام و طيور مبادرت ورزند. تعداد واحدهاي دام پروري اين شهرستان بخش قابل توجهي از نيروي انساني را به خود اختصاص داده است. تجارت و داد وستد به همراه دام داري و كشاورزي از اركان اقتصادي شهرستان مرودشت به شمار مي رود. از جمله صادرات مهم اين شهرستان مي توان قند و شكر، گندم، جو، تره بار، گوسفند و آجر را نام برد. مشخصات جغرافيايي شهرستان مرودشت تقريبا در مركز استان فارس واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان اقليد، از شمال خاوري به شهرستان خرم بيد، از خاور به شهرستان بوانات، از جنوب خاوري به شهرستان ارسنجان، از جنوب و جنوب باختري به شهرستان شيراز، از باختر به شهرستان سپيدان، محدود است. مركز شهرستان مرودشت در 52 درجه و 48 دقيقه طول جغرافيايي و 29 درجه و 52 دقيقه عرض جغرافيايي و ارتفاع 1595 متري از سطح دريا واقع شده است. آبو هواي شهرستان مرودشت معتدل است و مهم ترين رودخانه هاي اين شهرستان رودخانه كر و رودخانه سيوند هستندكه بسيار مهم و حياتي محسوب ميشوند. در سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان مرودشت 347338 نفر برآوردشدهاست. شهرستان مرودشت محل رفت وآمد ايل قشقايي است. ساكنان اين شهرستان آريايي نژادند و به زبان فارسي با گويش هاي محلي، شيرازي، تركي و قشقايي صحبت مي كنند. مسيرهاي دسترسي به شهرستان مرودشت عبارت اند از: وجه تسميه و پيشينه تاريخي مرو در لغت به معني چمن است كه در اصل به صورت مرغ و مرگ بوده و مرغزار صورت بسيار متداول آن است. در قديم علفزارها را مرغزار مي گفتند، و به نظر مي رسد که مرودشت نيز مانند ارژن در آن زمان جايي پوشيده از مرتع و چمن بوده است. كاوش هاي علمي و گمانه زني هايي كه در تپه هاي مختلف جلگه مرودشت انجام گرفته است، نشان مي دهد كه هزاران سال پيش از آنكه داريوش كبير، تپه سنگي را بر دامان كوه رحمت، براي احداث كاخ هاي بزرگ خود انتخاب كند، اقوام متمدني در دشت وسيع آن، مي زيسته اند. آثار بر جاي مانده از قبيل ظروف سفالي منقوش يا ساده، و اسباب و وسايل زندگي آن دوره، همه و همه مؤيد اين نكته اند. ويرانه هاي استخر در تخت جمشيد، بخشي از تاريخ اين شهر را به نمايش مي گذارند. آثار تاريخي باقي مانده از اين شهرستان، علاوهاده مسافران اين مسير نيز قرار مي گيرد. |
| آرامگاه ها ،امزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان مرودشت |
آرامگاه اردشير دوم و سوم(مرودشت) دو آرامگاه در ديواره كوه مشرف به صفه تخت جمشيد وجود دارد كه گفته اند به اردشير سوم و اردشير دوم تعلق داشته است. آرامگاه ها يا دخمه هاي واقع در نقش رستم(شش كيلومتري تخت جمشيد) بي ارتباط با موقعيت صفه تخت جمشيد نبودند و مي توان آن ها را نيز بخشي از عناصر جانبي اين صفه به شمار آورد، زيرا محتمل است كه در فاصله بين صفه تخت جمشيد و نقش رستم، سكونتگاه ها و تاسيساتي وجود داشته كه هنوز اثري از آن ها به دست نيامده است. |
| كاخها ، باغهاو موزه ها درشهرستان مرودشت |
مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد(مرودشت) مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران است، بر فراز تپه سنگي كوه رحمت در جلگه مرودشت با شکوه تمام خود نمايي مي کند. اين بناي عظيم باستاني يکي از 4 اثر ملي ايران است که به ثبت تاريخي سازمان بين المللي يونسکو رسيده است و از شهرتي همسان با ديوار عظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است. عظمت منحصر به فرد بناي تخت جمشيد به تنهايي گوياي تاريخ تمدن شکوهمند ايران است و با بناهاي هم عصر خود تفاوت هاي اساسي دارد. معماران و کارگراني که در طول سال ها کار ساخت اين بناي عظيم باستاني را به عهده داشتند، بر خلاف ديگر تمدن ها از حقوقي مشابه با تمدن امروزي جهان برخوردار بودند و با آزادي و ابتکار عمل تحت مديريت پادشاهان وقت، اين بنا را برپا نمودند. نقشه کلي تخت جمشيد از پيش طرح ريزي شده بود. سيستم هاي کانال کشي و آب رساني و مجاري فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد آن ها قبلا در دل کوه کنده شده دليلي بر اين مدعاست. كاخ آپادانا (مرودشت) آپادانا يعني سالن ستون دار، كاخ آپادانا يا كاخ بار داريوش كه تقريبا در ميانه جبهه باختري صفه تخت جمشيد قرار دارد، مهم ترين بناي اين مجموعه به شمار مي آيد و به نظر مي رسد نخستين بناي مهم ساخته شده در اين عرصه بوده است. كاخ صد ستون (مرودشت) همان طوركه از اسم آن پيداست، صد ستون كل بنا را نگه مي داشت و جايگاه مهمانان بود. نكته قابل توجه اين كه تزيينات اين كاخ هم بر حسب عدد 100 بود. احتمالا اين كاخ اقامتگاه موقت ويژه در دوره برگزاري مراسم بوده است. |
| عمارات ومحوطه هاي باستاني درشهرستان مرودشت |
تنگ براق مرودشت آبادي تنگ براق كه راه دسترسي به آن از دهستان سده مي گذرد محلي مناسب براي جذب ايرانگردان است. اين محل با جمعيتي اندک داراي آب آشاميدني (از طريق چشمه سارهاي محل) و قابل دسترسي مناسب است. بيشتر بازديدكنندگان تنگ براق را مسافراني از شهرهاي شيراز، آباده، اقليد و اصفهان تشكيل مي دهند. تنگ براق در شمال روستايي به همين نام، در منطقه كامفيروز، تقريبا روبه روي آبشار مارگون قرار دارد. اين تنگ محل عبور يكي از شاخه هاي اصلي آب سد درودزن است. منطقه مورد نظر به صورت دره اي عميق و زيبا بين ديواره هاي صخره اي قرار دارد و قسمت انتهايي آن بن بست است. مجموعه آب هاي بالا دست اين منطقه با عبور از يک دشت، در شكافي عميق سرازير مي شود و آبشاري زيبا پديد مي آورد. در ديواره صخره سمت چپ تنگ، غاري زيبا پديد آمده است كه منشاء آهكي دارد و از سقف آن، آب به صورت قطرات باران به كف غار مي ريزد. ديواره و سقف غار پوشيده از خزه است. ارتباط شيراز با تنگ براق از سه طريق امكان پذير است. از طريق منطقه كامفيروز و با عبور از دشت كامفيروز و مناطق جنگلي امتداد جاده خاكي منطقه كامفيروز به دو بلوک كمهر و كاكان و سرحد چهاردانگه متصل مي شود. بعد از روستاي تنگ براق، جاده بن بست است بخشي از راه آن سوي روستا به طرف تنگ، جاده ماشين رو ندارد. تنگ بستانک (بهشت گمشده) مرودشت تنگ بستانک دره اي زيباست كه در حوالي شمال باختري دشت كامفيروز قرار گرفته و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1740 متر است. اين دره در ميان كوه هاي نسبتا مرتفع در مرز انتهايي دهستان هاي كامفيروز و بيضا در شهرستان هاي مرودشت و سپيدان پديد آمده است. در ابتداي روستاي مهنجان (مهنگان) كه در دامنه كوه هاي شمال باختري و باختر دشت كامفيروز قرار دارد، خطي سبز شروع مي شود و به طرف باختر امتداد مي يابد. اين خط سبز، در عمق دره و حاشيه رودخانه مملو از درختان بيد و چنار است. تنگ بستانک در حوزه آبريز سد درودزن واقع شده است. همجواري تنگ با درياچه سد درودزن و نزديكي آن به مناطق سردسير و زيباي تنگ گنبيل، آبشار مارگون، تنگ براق، چشمه شش پير، قلعه رنج، برم فيروز و ديگر مناطق ييلاقي اين منطقه را به يک مجموعه وسيع و زيباي گردشگاهي تبديل كرده است. سنگ نبشته پهلوي (مرودشت) سنگ نبشته پهلوي در شمال باختري پاسارگاد در تنگ براقي واقع است. ابعاد اين سنگ نبشته 40/1 × 1 متر، مشتمل بر 16 سطر است كه هر سطر 90 سانتي متر درازا دارد. تخت گوهر يا تخت رستم(مرودشت) در نزديكي نقش رجب و پايين آرامگاه كوروش، تخت سنگ هاي منظمي به صورت ناتمام وجود داردند كه به تخت رستم معروف هستند. نقش رجب(مرودشت) نقش رجب به نقش هايي گفته مي شود که در پس رفتگي کوهستاني در شمال تخت جمشيد حجاري شده است. اين نقش داراي سه تصوير برجسته از اردشير بابكان، شاپور اول، علامت خاندان او و شخصيت هاي بزرگ دوره اردشير است. |
| بندها و پلها ي تاريخي درشهرستان مرودشت |
پل بند امير(مرودشت) پل خان(مرودشت) پل خان كه در مرودشت قرار دارد در زمان شاه عباس صفوي به همت امامقلي خان فرزند الله وردي خان (فرمانرواي فارس) ساخته شد. |
قلعه ها ، برجها و آتشكده ها درشهرستان مرودشت |
قلعه استخر(مرودشت) برج زندان سليمان(مرودشت) برج زندان سليمان در نزديكي كاخ اختصاصي كوروش به شکل ويرانه يک برج سنگي و بلند برجاي مانده بود كه امروزه تنها ضلع باختري آن باقي مانده و سه ضلع ديگر آن منهدم شده است. ارتفاع آن نزديک به 12 متر است كه 16 رديف سنگ هاي بزرگ با تراش سفيد و بسيار منظم و دقيق تشكيل شده است. پلكان منظم سنگي برج، ساكنان آن را به درون اتاق بالاي برج مي برده و اكنون تنها مدخل اتاق بر ديوار باقي است و از پلكان آن اثري بر جاي نمانده است. بسياري از باستان شناسان اين برج را آرامگاه كامبيز و برخي هم آتشكده دانسته اند. |
کوروش کبير گويد:
پرچم شناسی
پرچم شناسی
همانند نام ، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها و آرمانهای یک ملت ، چگونگی نگرش سیاسی ، مذهبی و فلسفی یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی ، فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.
نظربه اهمیت ویژه پرچم ، مردم هر کشور پرچم را عزیز و گرامی دانسته و در پرچم افراشته خود بزرگی ، سربلندی ، آزادگی و افتخار و در سرنگونی آن شکست ، بردگی و ستم بیگانگان را می نگرند. مطالعه علمی پرچم ها ، معنا و مفهوم و سیر دگرگونی آنها « پرچم شناسی » (vexilology) نام دارد . این دانش به مطالعه تاریخچه و مفهوم نهفته در رنگها ، نشانه های موجود در پرچم کشورها می پردازد و درباره مراسم برافراشته شدن و پایین آوردن و بزرگداشت پرچم به مطالعه علمی دست می زند .
پرچم ، بیرق و درفش در لغت به تکه ای پارچه گفته می شده که معمولا دارای نقشهای رنگی بر روی آن بوده و برای علامت دادن و تزئین و برای مشخص شدن یک ملت یا یک کشور به کار می رفته است .
پرچم در اصل لغت ترکی است که به موی نوعی گاو کوهی گفته می شده است و دسته ای از این مو را بر سر یک چوب یا بالای نیزه درفش نصب می کرده اند ، چنانکه مشهور است چنگیز خان پرچمی داشته که شامل 9 دسته موی دم اسب بوده است.
استفاده از پرچم در میان ملل ریشه ای تاریخی دارد و تاریخ استفاده و پیدایش آن به حدود 5 هزار سال قبل باز می گردد . پرچم به عنوان نماد در مصر قدیم و آشور و نزد یهودیان معمول بوده است . یونانیان ابتدا قطعه ای زره را که بر نیزه ای نصب شده بود به عنوان پرچم به کار می بردند . در نزد رومیان نیز پس از اینکه قسطنطنیه به مسیحیت گروید پرچم به صورت پارچه ای ابریشمین به رنگ ارغوانی که نام حضرت عیسی به حروف یونانی بر آن نقش شده بود، رایج گردد.
پرچمهای اولیه در اروپا جنبه ای دینی داشت و قدیمی ترین آنها پرچم کشور دانمارک است که صلیبی سفید بر آن به چشم می خورد .
در ایران قدیم ، درفش کاویان معروف بوده و در دوره کوروش ، بیرقی سفید با نقش عقاب زرین به کار می رفته است .
مفهوم رنگها در پرچم کشورها:
رنگهایی که در پرچم ملی کشورها بکار برده می شوند معانی و مفاهیم متفاوت و گاه متضادی را می رسانند و دسته بندی کردن مفهوم و معنی رنگ در پرچم کشورها خالی از اشکال نیست ، با این وجود می توان موارد مشترکی را در رنگ پرچم تعدادی از کشورهای جهان پیدا کرد .
رنگ سفید در اغلب کشورها نشانه صلح ، برادری و امید به آینده ، رنگ زرد نشانه معدن ، ثروت زیرزمینی و یا خورشید تابان ، رنگ آبی نشانه آسمان صاف و روشن است ، رنگ سبز در کشورهای غیر مسلمان نشانه ای از ثروت طبیعی ، جنگل و یا کشاورزی و رنگ قرمز در پرچم کشورهای کمونیستی نشانه ای از انقلاب مارکسیستی و رنگ سیاه در پرچم کشورهای آفریقایی و یا آمریکای لاتین نشانه سیاهپوست بودن مردم این کشورها است .
در کشورهایی که اکثریت مردم مسیحی هستند علامت صلیب را می توان در پرچم این کشورها یافت .
شکل پرچم :
در قرون وسطی و در جریان جنگها پرچم کمکی بود که به وسیله آن سربازان در میدان جنگ خودی را از بیگانه و یا دوست را از دشمن تشخیص دهند. پرچمهای دم چلچله ای ( پرچمهایی که نوک دراز و شکاف خورده ای داشتند ) در میادین نبرد از این پرچمها در دریانوردی نیز استفاده شده و می شود . زیرا بلند بودن نوک این پرچمها از فواصل دور قابل دیدن بوده و به تشخیص ملیت کشتی صاحب پرچم کمک زیادی می کند .
در هر حال پرچم اغلب کشورها امروزه به صورت مستطیل است که یک شکل استاندارد در اندازه پرچم محسوب می گردد.
نشانه ها در پرچم
در پرچم ملی کشورها علاوه بر رنگها از برخی علایم و نشانه ها استفاده می شود . در جریان جنگهای بزرگ تاریخی سربازانی که در جنگها حضور داشتند ، برای شناسانیدن خود به دیگران علایم و یا نقشهایی را روی سپرهایشان نقاشی می کردند . این نقشها کم کم در پرچمها به کار گرفته شد و در نقش پرچمهای امروز می توان علایم و خطوط و ملیتها و مثلثها و آرم کشورها و ... را مشاهده نمود .
-صلیب که در روی پرچم برخی کشورهای مسیحی دیده می شود نشانه به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (ع) می باشد و درپرچم کشورهایی مثل سوئد ، دانمارک ، یونان و ... دیده می شود.
-داس و چکش بر روی پرچم کشورهای کمونیستی مشاهده می شود که داس در آن نشانۀ کشاورزان و چکش نشانه صنعتگران است .
-ستاره پنج پر زرد رنگ که بر روی پرچم کشورهای کمونیستی مشاهده می گردد ، نشانه حاکمیت خوب کمونیست در آن کشور است، مثل پرچم ویتنام یا چین .
-علایم صنعتی یا کشاورزی که نشانۀ رواج صنعت یا کشاورزی در یک کشور، یا علاقه مندی به رواج آن و یا نشانۀ توجه به دو قشر صنعتگران و یا کشاورزان است در پرچم کشورهایی چون برمه ، آنگولا،موزامبیک و ... دیده می شود.
-پرچم سایر کشورها که بر روی پرچم اصلی یک کشور مشاهده می شود و نشانۀ سابقۀ تاریخی یا استعماری نفوذ آن کشور بر روی کشور صاحب پرچم است ،مثل پرچم آفریقای جنوبی ، استرالیا ، نیوزلند .
-تصاویر حیوانات یا پرندگان که نشانه تعلق خاطر مردم آن کشور به این حیوانات و پرندگان و یا باور آنان بر این موضوع آن حیوان یا پرنده نقش عمده ای در تاریخ آن ملت داشته است . مثل نقش عقاب (که نماد قدرت ، شجاعت و آزادی در ایران باستان بوده و یا در امپراطوری آلمان نشانۀ سلطنت بوده است ) و در پرچم زامبیا ، سوریه ، آلبانی و ... دیده می شود .
آثار باستا نی ، نشانهای قبیله ای ، نشانه های سلطنتی و یا نقشه های جغرافیایی که موقعیت کشور صاحب پرچم را مشخص می کند در روی پرچم کشورها قابل مشاهده است .
مراسم پرچم و آئین های آن :
بر افراشتن و جمع کردن پرچم معمولاّ با مراسمی همزمان است . به هنگام مرگ شخصیتهای لشگری و کشوری با توجه به ارزش و مقام اجتماعی شخص در گذشته ، ممکن است بر اساس تصمیم رسمی یک دولت پرچم آن کشور بخاطر عزاداری به صورت نیمه افراشته در آید . یعنی از حالت معمولی که در بالاترین قسمت میلۀ پرچم قرار می گیرد به وسط میلۀ پرچم انتقال یابد . مدت نیمه افراشته بودن پرچم نیز در تصمیمات دولتی مشخص شده و به تمامی نمایندگی های سیاسی کشور در خارج نیز اطلاع داده می شود و بعد از پایان مدت مقرر دوباره به حالت عادی باز می گردد .
يارينامه :
خیر اندیش رسول ، شایان سیاوش، ریشه یابی نام و پرچم کشورها ، انتشارات کویر ، چاپ چهارم 1375
